شعر آیینی
میرزا مصطفی سجادی سرابی

باز بازوی پیمبر قوتی دیگر گرفت/ غدیریه

در غدیر خم پیمبر بازوی حیدر گرفت  
باز بازوی پیمبر قوتی دیگر گرفت  

بازوی حیدر که بازوی خدایی بود چون  
زیر بازوی خدایی را پیمبر برگرفت  

محمدتقی بهلول

منظومه گردنبند بخشیدن حضرت زهرا سلام الله علیها

روایت شد که روزی در مدینه
یکی سائل ندا می‌زد ز سینه

که من هستم گرسنه، نان دهیدم
لباسی بر تن عریان دهیدم

سیدمرتضی رضوی نژاد (عارف بجنوردی)

در راه دوست باختن جانم آرزوست  / حبیب ابن مظاهر علیه السلام

در راه دوست باختن جانم آرزوست  
 جان باختن به جلوهٔ جانانم آرزوست

هرچند قامتم خم و نیرو شده‌ست کم
با دشمنان ستیزه بدین سانم آرزوست

سیدحسن تهامی

دل را جگر آن نیست، تا شرح غمش گویم

ای در صدف خلقت، ارزنده‌ترین گوهر
ای در فلک رفعت، رخشنده‌ترین اختر

طوبای ولایت را افراشته‌تر غُصنی
هم نخلهٔ عصمت را شاداب‌ترینی بر

سیدحسن تهامی

عشق از من و هرچه خواهی از تو

ای چرخ ستمگر جفاکار
وی سفله‌نواز دانش‌آزار

ای افعی سرسپید پیچان
وی عقرب دم‌سیاه جرّار

محمدرضا قدسی تربتی

تا کی در این سرّ حجاب، ای خسرو مالک‌رقاب

گر بر سرم آیی شبی، ای شاه خوبان از کرم
و آنگاه بینم روی تو، از دل رود این بار غم

گر بر گدایان از نظر، لطفی نمایی بیشتر
ای پادشاه بحر و بر، کی گردد از قدر تو کم

محمدتقی نیشابوری (ادیب نیشابوری)

کز بندگان شاه خراسانم

هر کو مرا شناخته دانسته‌ست
کز بندگان شاه خراسانم

او مهتر و امیر گهربخش است
من بنده و «ادیب» ثناخوانم

شیخ محمدحسین آیتی بیرجندی

برخیز که جان منتظران را به لب آمد/ نیمه شعبان

سلطان مؤيّد ز سما مهدی موعود
مرآت جمال ازل و شاهد و مشهود
کو بر سر این خلق بود سایهٔ معبود
بنمود جهان روشن از مولد مسعود
در وقت سحرگاه شب نیمهٔ شعبان

شیخ محمدحسین آیتی بیرجندی

روزی که جان دهیم به یاد تو جان دهیم

فطرس، سلام ما برسان چون که بگذری
بر تربت مطهّر سلطان كربلا

این چند بیت تحفهٔ مور است و «آیتی»
کآورده است نزد سلیمان کربلا

علی اکبر مروج خراسانی

ما به دربار رضا با غم و آه آمده‌ایم

ما به دربار رضا با غم و آه آمده‌ایم
با پریشانی و با حال تباه آمده‌ایم
از پی معذرت و عفو گناه آمده‌ایم
«ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده‌ایم»

علی اکبر مروج خراسانی

برو طوس پابوس شاه سلاطین

عزيزا خدایت اگر داد تمکین
برو طوس پابوس شاه سلاطین
بگو با تضرع به آهنگ شیرین
سلام على آل طه و یاسین
سلام على آل خيرالنبيين

علی اکبر مروج خراسانی

طوس رضا كعبهٔ جان و دل است

طوس حریم حرم کبریاست
مدفن پاک شه پاکان رضاست

کعبه اگر خانهٔ آب و گل است
طوس رضا كعبهٔ جان و دل است

علی اکبر مروج خراسانی

پای بگذار جای پای رضا

گر تو خواهی دلا رضای رضا
پای بگذار جای پای رضا

چون رضای رضا، رضای خداست
كن طلب دائماً رضای رضا

اسماعیل نجومیان

ای روشن از فروغ رخت چشم انس و جان/ غدیریه

ای روشن از فروغ رخت چشم انس و جان
وِ ای شهریار مُلک یقین خسرو زمان
ای نور دیدهٔ من و ای یار مهربان
برخیز و می به ساغر عشقم بریز هان
کامروز مست باده شوم از خُم غدیر

اسماعیل نجومیان

ناگهان تیر سه‌پهلو سوی اصغر شد رها


ای خوش آن عاشق که معشوق است دائم در برش
جلوهٔ معشوق برده روز و شب هوش از سرش

گرچه باشد بستر و بالینش از خاشاک و خاک
خوش بود چون هست در کوی محبت بسترش

اسماعیل نجومیان

روان شد سوی شط و حمله‌ور گردید بر دشمن

رخ ماه بنی‌هاشم ز بُرج خیمه چون سر زد
فروغ عارض او طعنه‌ها بر مهر خاور زد

چنان از غربت سلطان دین سر تا به پا می‌سوخت
که دود آه او بر آسمان صد حلقه بر در زد

سیدکاظم بلبل

ای طبیب عافیت! بر درد، درمانی فرست

سرو بستان امامت، وارث پیغمبری
شاه اقلیم سعادت ماه اوج سروری
آسمانِ داد و دانش، بدر برج مهتری
صدر سادات حسینی، دُرّ درج عسکری
مهدی هادی امام عالم آرای دگر 

سیدکاظم بلبل

ای از سخنت گنج گهر دُرج دهن‌ها


ای از سخنت گنج گهر دُرج دهن‌ها
از وصف تو لبریز شکر ظرف سخن‌ها 

گودال دل از گوهر حمد تو لبالب
از نیشکر نام تو پر، چاه ذقن‌ها 

عبدالسلام تربتی

منظومه عاشورایی

بزم آراي قضا در كربلا
چون صلا زد عاشقان را بر بلا

تشنگان باده ي جام الست
آن بلا جويان مست مي پرست

محمد نهاوندی

بندی از یک ترکیب بند عاشورایی

ای آه، ره به ناله ده ای ناله ره به آه
کافتاده راه دختر زهرا به قتلگاه

در بر کشید پیکر پاک برادرش
وز دل کشید ناله ی جاانسوز وااخاه

میرزا حبیب الله مجتهد خراسانی

آنجا که عقاب پر بریزد از پشِه ی لاغری چه خیزد/ ترکیب بند علوی

آن حرف ندا که گفت یونس
در ظلمت بحر، یاعلی بود

آن کس که به دستش از دل حوت
ذوالنون بشد رها، علی بود

شیخ علی اکبر هراتی

هیچ می دانی که ما را نیست در دنیا وطن؟

ای به غربت ماندگان ای از وطن آوارگان
ای به غفلت خفتگان اندر قفای کاروان

هیچ می دانی که ما را نیست در دنیا وطن؟
هیچ می دانی دوامی نیست ما را در جهان؟

میرزا محمدکاظم صبوری (ملک الشعرای صبوری)

ترکیب بند عاشوریی

درای کاروانی سخت با سوز و گداز آید
چو آه آتشینی کز دل پرغصّه باز آید

گمانم کاروانی از وطن آواره گردیده‌
که آواز جرس با ناله‌های جانگداز آید

ملاعلی فاخر مازندرانی

بِأيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ

شمسِ منیر مشرقین، نفس زکیة الحسین 
إذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ  بِأيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ

نه یاور و نه محرمی، زخم تنش نه مرهمی
إذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ  بِأيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ

حسین مؤدب

من ایرانی‌ام افتخارم همین که هستم گدای علی شاه دین/ رجز

که من از ازل مست حیدر شدم
فدای علی و پیمبر شدم

بگویم همه دم به صوت جلی
علی یاعلی یاعلی یاعلی

شیخ علی حائری (فرزند شیخ العراقین)

آمدن امام حسین علیه السلام به میدان جنگ


چو میدان شد تهی از یاور عشق
چو داور گشت یکتاداور عشق

شیخ علی حائری (فرزند شیخ العراقین)

شهادت علی اصغر علیه السلام

پس از قتل برادر، آن شه جود
بیامد سوی خرگه بهر بدرود

فرود آمد ز اسب آن عشق چالاک
درِ پرده سرا بنشست بر خاک

شیخ علی حائری (فرزند شیخ العراقین)

شهادت حضرت عباس علیه السلام

سوی خرگاه شد سالار با شاه
که بدرود آورد با لشکر آه

پس از بدورد اطفال جگرریش
طلب کردند آب از ساقی خویش

شیخ علی حائری (فرزند شیخ العراقین)

شهادت علی اکبر علیه السلام

چو بگذشتند شیران حجازی
علی را شد هوای تیغ بازی

ز صف آمد برون آن شاه صفدر
ستاده در بر سالار محشر...

میرزا ابوالحسن رضوی

ای سکه ی سروری به نامت

ای سکه سروری به نامت
 وی برتر از انبیا مقامت
 خورشید که نورپاش گردون
 یک پرتو جلوه تمامت
 داروی روان خستگان است
 آن شهد شفا که در پیامت
 قدر همه گفته ُ ها 
لطفی که نهفته در کالمت

جواد محمدزمانی

یاثارالله/ زمینه اربعین

​​​​​​​دل‌ها دارد رو به سوی تو
جان‌ها دارد عطر و بوی تو
تا چشمۀ باغ حق شوی
خون می‌جوشد از گلوی تو

سید علیرضا شفیعی

یا رسول الله/ زمینه فاطمیه

توی قلب من غصه و روی لبم آهه
نجوای دلم این شبا، با رسول اللهه
شکایت از بی‌مهریِ اُمَّتِ گمراهه

سید علیرضا شفیعی

یا مسبب الاسباب/ شور اربعین

بی‌قرارم و بی‌تاب، مثل تشنه دور از آب
امسالم ما رو کربلا ببر یا مسبب الاسباب

با این‌که سخته زندگی برامون
عاشق باید امیدشو نبازه
اگه که راه کربلا رو بستن
غصه‌نخور خدا وسیله‌سازه

محمدرضا رضایی

بیا امام مهربون/ سرود انتظار

اون روزی که سحرش میای
غروبشم چه غروبیه
وقتی میاد اسم تو می‌گم
دنیا هنوز جای خوبیه

سیدصادق رمضانیان

بابا رضا/ سرود کودکانه رضوی

با پدر و با مادرم با عروسکام اومدم حرم
سلام مهربون عزیز دلم قربونت برم

منو تنها نذاری
از تو میخواهم که همیشه منو حرم بیاری
چه حرم نازی داری
چه حیاط خوشگلی آقا واسه بازی داری
از تو خاطره دارم یادگاری

من چشم گذاشتم که پیدات کنم
پیدات کنم سیر تماشات کنم
محکم می‌گیرم ضریح و یعنی می‌خواهم
دستام و گره میون دستات کنم

با دوستم آقا میگم کلاغ پر
تا برات پر بزنه بشه کبوتر
دوست داری من یا کبوترات و بیشتر
کی و بیشتر

مولا رضا
دوست دارم صدات کنم بابارضا

یادته اون دفعه تو دفتر مشقم
به چه سختی یه دونه بابا نوشتم
حالا اومدم که جایزه بگیرم
این دفعه هشت تا امام رضا نوشتم

شاید اینجوری تو رو راضی کردم
با مهر حرم خونه سازی کردم
افتادم و دستم و گرفتی وقتی
رو سنگ حرم سرسره بازی کردم

تو که بزرگ بزرگترایی
بانی آرزو های بچه هایی
تو بخواه منم بشم کربلایی

مولا رضا
دوست دارم صدات کنم بابارضا

سید بهاءالدین رضوی خوانساری (جهدی)

چند رباعی 2

ای پادشه کون و مکان ادرکنی!
ای طائر عنقای جهان، ادرکنی!

ای باخبر از راز جهان دل من
یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی

عباس منزوی تهرانی

سه رباعی

دانی که چرا نام علی گشته علی؟
وین نام به او داده خدای ازلی
چون مرتبه‌ی عُلوّ خود در او دید
فرمود به پیغمبر خود ناد علی 

عباس منزوی تهرانی

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

درد بی درمان ما کی قابل درمان شود
کی مبدّل بر وصالت حالت هجران شود

دوستان را جان به لب آمد شها از انتظار
کی نمایان آن رخ هم چون مه تابان شود

عباس منزوی تهرانی

در مدح علی علیه السلام

هر لحظه کند جلوه‌ی دیگر رخ دلدار
پیداست ولی کو به جهان دیده ی دیدار

تا سرمه‌ی وحدت نکشی بر بصر خویش
بی‌پرده تجلّی نکند از در و دیوار

عباس منزوی تهرانی

چشم امید ما نَبُوَد جز به ذوالفقار

ای دست ما و دامنت ای دست کردگار
دستی به دادخواهی ما زآستین برآر

در انتقام خون شهیدان کربلا
چشم امید ما نَبُوَد جز به ذوالفقار

شیخ عبدالرزاق مسأله گو

«در منقبت کریمه‌ی اهل بیت علیهاالسلام»

این مشیّد بارگاه از بس فرح افزاستی
آفرینش را ز خاکش دیدگان بیناستی

گنبد گردون شکوهش بس که می‌بخشد ضیا
مهر رخشان در برش چون ذرّه ناپیداستی

میرزا محمد گلپایگانی

فی مدیحة القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف 4

کمین ثناگرت شها، بُوَد به درد مبتلا
بده تو از کرم دوا، به دردِ بی دوای او

ز قلزمِ عطای تو اگر نَمی به او رسد
ز اوجِ عرش بگذرد علوّ و ارتقای او 

میرزا محمد گلپایگانی

فی مدیحة القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف 3

برون آ که گردند از لطف و قهرت
اسافل اعالی، اعالی اسافل

برون آر تیغی که با یک اشارت
جدا سازد از یکدگر حقّ و باطل

میرزا فخرالدین محمد بروجردی (حجةالاسلام)

در مدح امیرمؤمنان علی علیه‌السلام

دلا غیر از ولای او نداری حاصلی دیگر 
تو را امروز می‌باید تمکُّن زادِ فردا را

تو را با طوبی و کوثر چه کار و سر بُوَد ای دل؟
که طعم باده‌ی عشرت نیاید طعم حلوا را ...

ملا مهرعلی (فدوی) خویی

دور ایام را بقایی نیست

رهنمایم علی ست در دو جهان
جز وی‌ام هیچ رهنمایی نیست

جز ولای علی که کیش من است
در ضمیرم دگر ولایی نیست

ملا مهرعلی (فدوی) خویی

شعر نبوی

«لا» استعاره‌ای ز جلال محمد است
«الاّ» کنایه‌ای ز جمال محمد است

این عین و شین و قاف که عشق است نام آن
محصول میم و حاصل آل محمد است

ملا مهرعلی (فدوی) خویی

ها علیٌّ بشرٌ کیفَ بشر/ مخمس ملمع علوی

کیست این نور خدای اکبر
که دهد جلوه به شمس و به قمر
حکم فرمای قضا، میر قدر
ها علیٌّ بشرٌ کیفَ بشر
رَبُّهُ فیهِ تَجَلّی و ظَهَر

سیدعلی برقعی قمی

مثنوی عاشورایی

روز عاشورای شاه سرمدی
لیلة المعراج سبط احمدی

دید ناگه بی‌کسی شاه را
تیره کرد از آه روی ماه را

سید سلمان علوی

تاریخ یک تقابل سیال است در لحظه‌ای به وسعت عاشورا

از پشت ذوالجناح... معاذالله... در هرم اشک‌های رسول الله 
این صورت خداست که می‌افتاد؟! یا خلسه سجود نهایی بود

ای وارث قیام، جزاک الله، صمصام انتقام، جزاک الله
شاید تمام روضه همین باشد: بغض حسین «کاش بیایی» بود

علی مقدم

این بار غدیر بوی خیبر دارد

هر کس که به دل ولای حیدر دارد
باید که در این رزم قدم بردارد

"ای صاحب ذوالفقار وقت مدد است"
این بار غدیر بوی خیبر دارد

صفحه 1 از 5ابتدا   قبلی   [1]  2  3  4  5  بعدی   انتها