محمدتقی نیشابوری (ادیب نیشابوری)

کز بندگان شاه خراسانم

تا بندهٔ خديو خراسانم
از نُه فراز بر شده ایوانم

با عشق او خجسته و آزادم
با یاد او شکفته و خندانم

با دوستانش یک دل و یک رنگم
با دشمنانش دشمن و غضبانم

چون مهر او به سینهٔ من تابد
ماه آورم برون ز گریبانم

با این گلیم کهنه ز الطافش
همچون کلیم‌زادهٔ عمرانم

این خامه‌ام به‌جای عصای وی
وین چامه‌ام نمونهٔ برهانم

در حکمت الهی و دانایی
سقراط نیست طفل دبستانم

آیینهٔ جلال خداوندم
مرآت حق‌نمای جهانبانم

والاتر از فرشتهٔ تقدیسم
بالاتر از ستارهٔ کیوانم

فرماندهٔ اریکهٔ تجریدم
مالک رقاب عالم امکانم

دانندهٔ رموزم و بی‌مثلم
دارندهٔ کنوزم و خاقانم

با قهر او چو خاکم و بی‌قدرم
با لطف او ستودهٔ يزدانم

خرگاه اوست بارگه فیضم
فرگاه اوست درگه احسانم

هر کو مرا شناخته دانسته‌ست
کز بندگان شاه خراسانم

او مهتر و امیر گهربخش است
من بنده و «ادیب» ثناخوانم

14
| | |
تاریخ انتشار: 6 بهمن 1404
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود