«وَاجتَباکُم بِقُدرَتِه» یعنی
مجتبی قدرت از خدا دارد
اوست فرماندهی که مثل علی
از قوی پنجگان قوا دارد
سیدی از تبار پاک علی
«و علی دستِ قادر ازلی»
که «یدالله فَوقَ اَیدیهِم»
جلوه از قدرت خدا دارد
کیست این چون مسیح، جانآگاه
پسر جانشین روح الله
که مزامیر سورۀ نصرش
صوت داوود در صدا دارد
سروقدی که رونق چمن است
صفت و صَفوَتش همه حَسَن است
صد گلستان بهار در باور
صد بغل صبح در قبا دارد
چون که این رادمرد کفرستیز
هست فرزند یک شهید عزیز
از شهادت سخن که میگوید
واژههایی دل آشنا دارد..
ذوالفقار علی به کف، با عزم
میزند آنچنان به گردۀ خصم
که نداند که از کجا خوردهست
که نداند مَفَر کجا دارد
داغدار پدر شدیم اما
روزهای حماسۀ پسر است
دشمن از ضرب شست او حالا
تا قیامت شب عزا دارد
از ازل تا ابد همین پیکار:
جنگ با کفر و شرک و استکبار
مگر این جنگ ابتدا دارد؟
مگر این جنگ انتها دارد؟
تا ابد در قیام میمانیم
در صف انتقام میمانیم
چون امامی به ظلم کشته شود
امتی حق خونبها دارد
اهل حقیم، اهل سِر باشیم
بهر حفظ وطن مُصِر باشیم
بانگ قطعاً سَننتَصِر باشیم
حق بشارت به نصر ما دارد
زَهَقَ الباطل است و جاءالحق
ظلم گیرد مگر به عدل، سَبَق؟
عدل، تاریخساز خواهد شد
ظلم، تاریخ انقضا دارد!
صد و هفتاد کودک میناب
غوطه در خون خود زده بیتاب
تا بگوید که این طریقت ناب
خردسالانِ جانفدا دارد
بارها گفته بود پیرخمین:
راه قدس است از مسیر حسین
مقصد آنجا که مسجدالاقصاست
جاده از سمت کربلا دارد
سورۀ نصر در صف تنزیل
شده فتاح و فاتح و سجیل
بانگ الله اکبر جبریل
در دل، آهنگ کبریا دارد
پسران، دختران، زنان، مردان
همه در دست، پرچم ایران
مثل سیدمجید در میدان
رزمشان جای مرحبا دارد
دودمان ستمگران به ستوه
نسل نیکان به شوق و شور و شکوه
ایستادن در این حماسه چو کوه
خبر از فتح قلهها دارد
با خمینی، شهید خامنهای
با عماد و فؤاد و نصرالله
با شهیدان دیگر این راه
مشعل شیعه روشنا دارد
حاج قاسم، رضی، صفیالدین
باقری، پاکپور، ابومهدی
تنگسیری و موسوی و رشید
راه عشق است و مقتدا دارد
غم مخور! سرنوشت این عالم
میخورد با ولیعصر رقم
تا رسد دست مهدی این پرچم
عالمی دست بر دعا دارد