شاعران حوزوی
محمدحسین انصاری نژاد

بر قبله‌ی فرنگ، نمازش شروع شد

بیانیه ی جدید"میرفتنه!"مرابه یادآتش افروزی هایش درسال ۸۸انداخت وقصیده ای که درهمان ایام،حرامش کردم..

محو کدام منظره‌ی رنگ‌رنگ بود
او را بهار گمشده، باغ فرنگ بود

حسینعلی راشد تربتی

گه چنین و گه چنان این است اوضاع جهان

پس خوشا آن‌کس که در سختی و غم خود را نباخت
بر امید روز بهتر، باز کوشیدن گرفت

در زمستان برد هجران را به پایان و بهار
بار دیگر همچو سرو ناز بالیدن گرفت

علی مقدم

خواهی که راه گم نکنی، ماه را ببین

آری قسم به نصر که نزدیک قله ایم
بانگ بلند سوره کوتاه را ببین 

نزدیک قله ایم برادر شتاب کن
دل بد مدار، آخر این راه را ببین

عبدالله واعظ یزدی

با آب مهر آل علی شد عجین گلم

من آبروی خود به کفی نان نمی‌دهم
من اختیار خویش به دونان نمی‌دهم

آزادی و قناعت و درس و کتاب را
ای مدعی به ملک سلیمان نمی‌دهم

محمدرضا قدسی تربتی

تا کی در این سرّ حجاب، ای خسرو مالک‌رقاب

گر بر سرم آیی شبی، ای شاه خوبان از کرم
و آنگاه بینم روی تو، از دل رود این بار غم

گر بر گدایان از نظر، لطفی نمایی بیشتر
ای پادشاه بحر و بر، کی گردد از قدر تو کم

محمدرضا قدسی تربتی

نیم از فرشته، نیم دگر حیوان

ای بر فراز رتبه‌گه امکان
تركيب از ملائک اوخشیجان

بالای نه رواق زبرجد نیست
اعجوبه‌ای به مثل تو ای انسان

علی اکبر مروج خراسانی

ما به دربار رضا با غم و آه آمده‌ایم

ما به دربار رضا با غم و آه آمده‌ایم
با پریشانی و با حال تباه آمده‌ایم
از پی معذرت و عفو گناه آمده‌ایم
«ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده‌ایم»

علی اکبر مروج خراسانی

برو طوس پابوس شاه سلاطین

عزيزا خدایت اگر داد تمکین
برو طوس پابوس شاه سلاطین
بگو با تضرع به آهنگ شیرین
سلام على آل طه و یاسین
سلام على آل خيرالنبيين

علی اکبر مروج خراسانی

طوس رضا كعبهٔ جان و دل است

طوس حریم حرم کبریاست
مدفن پاک شه پاکان رضاست

کعبه اگر خانهٔ آب و گل است
طوس رضا كعبهٔ جان و دل است

علی اکبر مروج خراسانی

پای بگذار جای پای رضا

گر تو خواهی دلا رضای رضا
پای بگذار جای پای رضا

چون رضای رضا، رضای خداست
كن طلب دائماً رضای رضا

سیدعبدالله حسینی

روزگار فخیم فقه

این شعر را در سال ۱۳۶۶ بعد از انتشار منشور روحانیت توسط حضرت امام سرودم. آنروز ها اگرچه توسط طلاب جوان حوزه بسیار مورد استقبال قرار گرفت اما برخی از اعاظم حوزه بر من شوریدند و شهریه مرا قطع کردند و از مدرسه ای که درآن ساکن بودم عذرم را خواستند.  اما وقتی شعر بدست حضرت امام رسید و بعد از قرائت شعر توسط مرحوم توسلی پیام دادند که روح القدس بر زبان شما جاری کرده است، دلم آرام گرفت. 

سیدمحمد بابامیری

اگه حسین ما نبود عشق این همه زیبا نبود/ شور سال 90

اگه حسین ما نبود
عشق این همه زیبا نبود
چیزی به اسم عاشقی
تو سینه ی دنیا نبود

جواد محمدزمانی

یاثارالله/ زمینه اربعین

​​​​​​​دل‌ها دارد رو به سوی تو
جان‌ها دارد عطر و بوی تو
تا چشمۀ باغ حق شوی
خون می‌جوشد از گلوی تو

سید علیرضا شفیعی

یا رسول الله/ زمینه فاطمیه

توی قلب من غصه و روی لبم آهه
نجوای دلم این شبا، با رسول اللهه
شکایت از بی‌مهریِ اُمَّتِ گمراهه

سید علیرضا شفیعی

یا مسبب الاسباب/ شور اربعین

بی‌قرارم و بی‌تاب، مثل تشنه دور از آب
امسالم ما رو کربلا ببر یا مسبب الاسباب

با این‌که سخته زندگی برامون
عاشق باید امیدشو نبازه
اگه که راه کربلا رو بستن
غصه‌نخور خدا وسیله‌سازه

محمدرضا رضایی

بیا امام مهربون/ سرود انتظار

اون روزی که سحرش میای
غروبشم چه غروبیه
وقتی میاد اسم تو می‌گم
دنیا هنوز جای خوبیه

سیدصادق رمضانیان

بابا رضا/ سرود کودکانه رضوی

با پدر و با مادرم با عروسکام اومدم حرم
سلام مهربون عزیز دلم قربونت برم

منو تنها نذاری
از تو میخواهم که همیشه منو حرم بیاری
چه حرم نازی داری
چه حیاط خوشگلی آقا واسه بازی داری
از تو خاطره دارم یادگاری

من چشم گذاشتم که پیدات کنم
پیدات کنم سیر تماشات کنم
محکم می‌گیرم ضریح و یعنی می‌خواهم
دستام و گره میون دستات کنم

با دوستم آقا میگم کلاغ پر
تا برات پر بزنه بشه کبوتر
دوست داری من یا کبوترات و بیشتر
کی و بیشتر

مولا رضا
دوست دارم صدات کنم بابارضا

یادته اون دفعه تو دفتر مشقم
به چه سختی یه دونه بابا نوشتم
حالا اومدم که جایزه بگیرم
این دفعه هشت تا امام رضا نوشتم

شاید اینجوری تو رو راضی کردم
با مهر حرم خونه سازی کردم
افتادم و دستم و گرفتی وقتی
رو سنگ حرم سرسره بازی کردم

تو که بزرگ بزرگترایی
بانی آرزو های بچه هایی
تو بخواه منم بشم کربلایی

مولا رضا
دوست دارم صدات کنم بابارضا

سیدعلی حسینی خامنه ای

صبح است جانا شوری به پا کن

غزلی تازه منتشر شده از رهبر حکیم انقلاب اسلامی

با شب‌ستیزان دل همنوا کن
صبح است جانا شوری به پا کن

از ساغرِ صبح جان می‌تَراود
جامی به دست آر کامی روا کن

فاطمه معصومه شریف

ما همزبانیم ! ما هم صداییم!

انا فتحنا! پیروز ماییم!
کابوس شیطان! خشم خداییم 

الله اکبر ! الله اکبر
ما همزبانیم ! ما هم صداییم!

فاطمه زاهدمقدم

 تا حال من خوب است حال زندگی خوب است

 سجاده ام پهن است یک گوشه
 تا حال من خوب است حال زندگی خوب است
آرامش این خانه یعنی من
دور از هیاهوی مجازی باشم این شب ها

امروز خبر زنده‌تر از دیروز ست
محمد مهدی خانمحمدی

امروز خبر زنده‌تر از دیروز ست

این‌ست خبر، بی‌خبران گوش شوید
از صفحه‌ی تاریخ فراموش شوید


امروز خبر زنده‌تر از دیروز ست
این خطبه‌ی زینب‌ست، خاموش شوید

محمد مهدی خانمحمدی

با موشک خود به جنگ پایان دادیم


با رنگ خدا به رنگ پایان دادیم
با آینگی به سنگ پایان دادیم

گفتند به ما جنگ طلب، ما صلحیم
با موشک خود به جنگ پایان دادیم

محمد مهدی خانمحمدی

تو قایق کاغذی و ایران، طوفان

آواره‌ی روزگار آواره‌تری
از پاره‌ی نقشه، نقشه‌ای پاره‌تری

تو قایق کاغذی و ایران، طوفان
با هر موج جدید بیچاره‌تری

سید علیرضا شفیعی

زین پس جغرافیای صدپاره تویی

زین پس جغرافیای صدپاره تویی
سرگشته و گمگشته و آواره تویی


هی موشک و هی موشک و هی موشک و هی!
بیچاره ی بیچاره ی بیچاره تویی!

علی مقدم

این بار غدیر بوی خیبر دارد

هر کس که به دل ولای حیدر دارد
باید که در این رزم قدم بردارد

"ای صاحب ذوالفقار وقت مدد است"
این بار غدیر بوی خیبر دارد

سید علیرضا شفیعی

جاء نصرالله باید خواند امشب‌..

می‌خروشی رعدآسا مثل طوفان
می‌خروشی در عزای جمع یاران

تا سحر بیدار باید ماند امشب
جاء نصرالله باید خواند امشب‌..

تقدیم به شهید امین عباس رشید
سید محمدمهدی شفیعی

تقدیم به شهید امین عباس رشید

چند باری بیشتر فرصت با‌هم بودن نداشتیم اما خدا می‌داند همان چند بار آن‌قدر گرم و صمیمی بود، آن‌قدر افتاده و دوست‌داشتنی بود که هنوز شیرینی اش زیر زبانم هست.

تقدیم به برادر شهیدم حجت‌الاسلام امین‌عباس رشید:

سید علیرضا شفیعی

آرامش جادوانه ای باشد و من

بر لب تپش ترانه ای باشد و من
آرامش جادوانه ای باشد و من


از این همه های و هو چه حاصل؟! ای کاش
غوغای کتابخانه ای باشد و من

سید علیرضا شفیعی

به تپش آمده با یاد تو از نو کلماتم

باید احرام ببندم به طواف حرم تو
من که در صحن تو در موقف دشت عرفاتم

با دعای عرفه دست مرا کاش بگیری
مات و مبهوت نمایان شدن جلوه ی ذاتم

زکریا اخلاقی

گفتی که فردای جهان فردای توحید است/ برای عصر امام خمینی

تقویم در تقویم
این فصل ها سرشار باران تو خواهد شد

مجلس به مجلس باز
پیمانه ها، لبریز پیمان تو خواهد شد

زکریا اخلاقی

یا رب! مباد بی غزل عاشقی شبی

ما را خوش است سیر سکوتی که پیش روست
گشت و گذار در ملکوتی که پیش روست

بر گیسوی تغزل ما شانه می کشد
شیوایی دو دست قنوتی که پیش روست

سیدحسین سیدی

چه کردید ای به ظاهر آدمی، ابلیسیان در اصل

غرض: نقض عدالت باز در بار صدم حتی! 
وسیله: بمب های فسفر مثل اتم حتی! 

هدف: بیمارهای خسته و مجروح، مادرها
تمام کودکان زخمی زیر سِرُم حتی...

محمدتقی داعی شیرازی

فی مدیحة القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف11

مرحبا ای ماه شعبان، ثانی ِ شهر حرام
حبّذا ای ماه شعبان، قاصدِ شهر صیام

یا خلیلاً طالَ مَا اسْتَهجرت أَهلاً بِالقُدوم
یا حبیباً طاب مَا اسَتْقَدمت سَهلاً بِالمَقام

اسماعیل خائف شیرازی

گاهی تفقّدی کن ای پادشه گدا را

یارب که از زمستان در یاد باغبان را 
تا بو که در نبندد درویش بی نوا را

گر بی گنه ببندی ور بی سبب بسوزی
کس بر تو می‌نگیرد آهسته‌تر خدا را

اسماعیل خائف شیرازی

پندارمت که روز و شبم در برابری

از بس که در برابر چشمم مصوّری 
پندارمت که روز و شبم در برابری

بر عاشقت شکایت هجران حرام هست
هر جا که دیده باز کند تو مصوّری

عبدالحسین وکیلی قمی

در مدح صدیقه‌ی کبری فاطمه‌ی زهرا علیهاسلام

در جهان پهناور، غافل از جهانبانی
جان و دل به غم مُدغَم در هوای نفسانی
تا که خور به رخ بگرفت پرده‌های ظلمانی
 از نهان عیان گردید کهکشان نورانی
مانده از تحیّر مات در مهندسش «مانی» 

عبدالحسین وکیلی قمی

«در میلاد حضرت امام حسین علیه‌السلام»

مژده رسید آشکار، ز فضل پروردگار 
که پاک و پاکیزه دار، عذار را از غبار

لرزه بر اندام بید، بداد باد امید
بر او در این دم دمید، روح و نشاط بهار

سید عبدالله برهان سبزواری (برهان المحققین)

مناظره زلف و خال

زلف و خالش دوش صحبت داشتندی در برم
زلف گفتا: من به اوجِ حُسن از او بالاترم

من به زلف آهسته گفتم: کای تو دل‌ها را چو دام
خال هم چون دانه و من مرغ بی‌بال و پرم

سید عبدالله برهان سبزواری (برهان المحققین)

ای خوش آن روزی که در کوی تو راهی داشتیم

بی خبر هرگز مپندارم ز درد اشتیاق
زین نمد ما هم به سر روزی کلاهی داشتیم

گرچه با ما بوده د‌ائم بر سر جور و عتاب
لیک فیض عفو او را گاه گاهی داشتیم

سید عبدالله برهان سبزواری (برهان المحققین)

دو رباعی


از خاک درت آب بقا می‌گیرم
وز زخم تو مرهم و شفا می‌گیرم

آن ملک که شه به زور شمشیر گرفت
من نیز به شمشیر دعا می‌گیرم

سید اسماعیل بلخی (علامه شهید بلخی)

وضع جهان دگر شده یا صاحب الزمان

ای غایب از نظر شده یا صاحب الزمان!
خورشید منتظَر شده یا صاحب الزمان

ای مهدی ای که از تو جدا هادیان خلق
چون نخل بی ثمر شده یا صاحب الزمان

سید اسماعیل بلخی (علامه شهید بلخی)

دین خدای راست کمال از غدیر خم

دین خدای راست کمال از غدیر خم
یعنی که بدر گشته هلال از غدیر خم

معیار فطرت است ولایت به رشد و غیّ
آری، محک شدند رجال از غدیر خم

سید اسماعیل بلخی (علامه شهید بلخی)

ای حامی حقوق بشر انقلاب تو

ای حامی حقوق بشر انقلاب تو
مفتاح هر فتوح بُوَد فتح باب تو

گر فایض الحقوق شود فرد و اجتماع
ثبت است بر جریده‌ی حسن الثواب تو

شیخ محمود فرساد اردکانی

به بهجتی ز همه مسلمین درود، درود

این شعر را به مناسبت سرودن شعر «آفرین بر این انقلاب» که حجت الاسلام شیخ محمد حسین بهجتی (شفق) سروده به صورت طنز بیان نموده است

شیخ محمود فرساد اردکانی

هر در که بر فساد شود باز، بسته بِهْ

هر در که بر فساد شود باز، بسته بِهْ
دستی که دست خلق نگیرد، شکسته بِهْ

پایی که در طریق وفا، کند می رود
آن پای پایدار به زنجیر، بسته بِهْ

شیخ محمود فرساد اردکانی

بنات و بنون

جنس لطیف را ز ادارات دولتی
باید به امر حضرت کاشی برون کنند

قلب مدیر کل و دل کارمند را
در وقت کار پر ز غم و پر ز خون کنند

مهدی الهی قمشه ای

هیچ کس پرده ز اسرار قضا نگشاید

یچ کس پرده ز اسرار قضا نگشاید
آری این عقده به جز لطف خدا نگشاید

گر صبا باد دو صد چین کند از زلف بتان 
یک خم از طرّه‌ی آن زلف دوتا نگشاید

مهدی الهی قمشه ای

دل فدای حسن یکتا کن کمال این است و بس

در استقبال از شعر معروف میزرا حبیب الله مجتهد خراسانی

دل فدای حسن یکتا کن کمال این است و بس
دیده محو روی زیبا کن کمال این است و بس

سرّ پنهان را که جویی در زمین و آسمان 
در درون خویش پیدا کن کمال این است و بس

رضا طبیب زاده

امید موج فرات از لب ترت دارند

سری به سلسله اصحاب بی سرت دارند
امید موج فرات از لب ترت دارند

تو چشمه ای تو زلالی تو آسمان کبود
کبودها چه شباهت به مادرت دارند

انسیه سادات هاشمی

مردِ جوان دارد وصيت مي‌نويسد

مردِ جوان دارد وصيت مي‌نويسد
مي‌گريد و ذکر مصيبت مي‌نويسد

دنيا براي رحمت او جا ندارد
آه اين غريب از رفع زحمت مي‌نويسد

صفحه 1 از 3ابتدا   قبلی   [1]  2  3  بعدی   انتها