سید علیرضا شفیعی

عید آمده از راه؟ چه عیدی؟ چه بهاری؟

عید آمده از راه؟ چه عیدی؟ چه بهاری؟
وقتی خبر از باغ و گل و سبزه نداری

تا دیده شکوه دل دریایی ما را،
غم آمده تا ساحل ما موج‌سواری

تقدیر بر این است که در گوشه‌ای آرام
غم از پی غم هی بشماری بشماری

این سیل اثر گریهٔ ماتم‌زدگان است
ای ابر بهاری چه بباری چه نباری... 

تقویم ورق خورد و تو را برگ و بری نیست
ای دل به همان زردی پاییز دچاری

ای کاش بیایی و در این وسعت تاریک 
ای سال نو آیینه در آیینه بکاری

در راه سواری‌ست... خوشا آینهٔ ما
برخیزد اگر از دل این جاده غباری... 

140
| | |
تاریخ انتشار: 1 فروردین 1405
شما چه امتیازی می دهید؟
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود

دختری از نوادگان امام موسی کاظم علیه السلام
15 تیر 1405

کاش یه داماد سید وخوش تیپ مثل ایشون نصیب خانه ما میشد

سیدعلیرضا شفیعی متولد ۱۳۷۵ و اهل اهواز است. خاندان او از علما و اهل ادب بودند و رشد کردن در چنین محیطی بسیار در انتخاب مسیر زندگی او مؤثر بود. او از شاعرانی است که تحصیلات حوزوی دارد و در کنار تحصیل و تدریس در حوزه، به سرودن نیز می‌پردازد. شفیعی در کنگره‌های مختلفی برگزیده شده است و مسئولیت اداره انجمن ادبی «مشکات» را بر عهده دارد. مجموعه شعر «دوراهی» تنها اثر او است.

بیشتر بخوانیم