شعر امروز

تو رُستم‌ِ تهمتنی، بزن که خوب می زنی

تو رُستم‌ِ تهمتنی، بزن که خوب می زنی
تو شیرِ پیل افکنی، بزن که خوب می زنی 

به فرق کاخ و تختشان، به زندگی نحسشان
به قلب دشمن دنی، بزن که خوب می زنی 

هر کسی را که عقل و ایمان است

شیخ محمدکاظم تهرانیان

به روزی که عید است غره مشو

شیخ محمدکاظم تهرانیان
سعادت و شهادت

سعادت و شهادت

شعر حوزه
یاد مرگ

یاد مرگ

شعر حوزه

اذن اذانم بفرما، ای هست و هستی فدایت

اذن اذانم بفرما، ای هست و هستی فدایت
تا از ادب پر گشاید، روح‌الامین زیر پایت

تکبیر گو تا بسوزد، هر جلوه جز روی جانان
بیگانه را ره نباشد، در حضرت آشنایت

مرا از بین عاشق‌ها، سوا کرده‌ست تابستان

بدون هُرم تابستان جهان می‌مُرد بی‌تردید
جهان یک روز می‌فهمد چه‌ها کرده‌ست تابستان

منم آن مرد پاییزی کنار همسری خونگرم
که روزی مادرش او را صدا کرده است تابستان

از این پس انگار این دبستان، در آسمان‌ها کلاس دارد 

حکایت داغ لاله‌رویان، چه کرده با جاشوان عاشق؟
که ساحل نیلگون بندر، عروس مشکین‌لباس دارد 

کجاست چاووش این حماسه، که نوحه‌ای آتشین بخواند
که باغ‌ها از تبر پریشان، که شاخه‌ها زخم داس دارد 

دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین»

دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین»
غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن

دانم که مستمند و تهی‌دست و بی‌کسی
از بارگاه فیض رضا(ع) توشه وام کن

test

ناشناس

پندانه

مسعود اسدی خانوکی

پندانه

مسعود اسدی خانوکی

پندانه

مسعود اسدی خانوکی

yy

شاعر تستی

دل

ناشناس

شعر جدید

.حسن بیاتانی