شعر امروز

تو رُستم‌ِ تهمتنی، بزن که خوب می زنی

تو رُستم‌ِ تهمتنی، بزن که خوب می زنی
تو شیرِ پیل افکنی، بزن که خوب می زنی 

به فرق کاخ و تختشان، به زندگی نحسشان
به قلب دشمن دنی، بزن که خوب می زنی 

هر کسی را که عقل و ایمان است

شیخ محمدکاظم تهرانیان

به روزی که عید است غره مشو

شیخ محمدکاظم تهرانیان
سعادت و شهادت

سعادت و شهادت

شعر حوزه
یاد مرگ

یاد مرگ

شعر حوزه

هر که از جان گذرد بگذرد از بیشه ی ما 1

بهر یک جرعه ی می منت ساقی نکشیم
اشک ما باده ی ما دیده ی ما شیشه ی ما

عشق شیری ست قوی پنجه و می گوید فاش
هر که از جان گذرد بگذرد از بیشه ی ما

این صدای چیست؟

این صدای چیست؟
شاید این صدای رفت و آمد مدام لحظه‌هاست
در همین اتاق کوچک سه در چهار
بی‌قرار
سمت پنجره نگاه می‌کند
گاه، شیشه‌ی اتاق را
غرق آه می‌کند

اذن اذانم بفرما، ای هست و هستی فدایت

اذن اذانم بفرما، ای هست و هستی فدایت
تا از ادب پر گشاید، روح‌الامین زیر پایت

تکبیر گو تا بسوزد، هر جلوه جز روی جانان
بیگانه را ره نباشد، در حضرت آشنایت

مرا از بین عاشق‌ها، سوا کرده‌ست تابستان

بدون هُرم تابستان جهان می‌مُرد بی‌تردید
جهان یک روز می‌فهمد چه‌ها کرده‌ست تابستان

منم آن مرد پاییزی کنار همسری خونگرم
که روزی مادرش او را صدا کرده است تابستان

ببب

احمد بیاتانی

111

ناشناس

....

احمد بیاتانی

بابلا

حسین نوروزی

test

ناشناس

پندانه

مسعود اسدی خانوکی

پندانه

مسعود اسدی خانوکی

پندانه

مسعود اسدی خانوکی