دفتر شعر حوزه، گزیده ای از سروده های شاعران برگزیده حوزوی و عالمان شاعر اشعار این دفتر به انتخاب تحریه سایت شعر حوزه انتخاب می شود
تا که ره بر درگه آل پیمبر یافتم هرچه گم کردم بههر درگاه از این در یافتم آنچه اسکندر ز فیض چشمۀ حیوان نیافت من ز خاک آستان آل حیدر یافتم
هر کو مرا شناخته دانستهستکز بندگان شاه خراسانماو مهتر و امیر گهربخش استمن بنده و «ادیب» ثناخوانم
ما به دربار رضا با غم و آه آمدهایمبا پریشانی و با حال تباه آمدهایماز پی معذرت و عفو گناه آمدهایم«ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایماز بد حادثه اینجا به پناه آمدهایم»
عزيزا خدایت اگر داد تمکینبرو طوس پابوس شاه سلاطینبگو با تضرع به آهنگ شیرینسلام على آل طه و یاسینسلام على آل خيرالنبيين
طوس حریم حرم کبریاستمدفن پاک شه پاکان رضاستکعبه اگر خانهٔ آب و گل استطوس رضا كعبهٔ جان و دل است
گر تو خواهی دلا رضای رضاپای بگذار جای پای رضاچون رضای رضا، رضای خداستكن طلب دائماً رضای رضا
با پدر و با مادرم با عروسکام اومدم حرمسلام مهربون عزیز دلم قربونت برم
بهار آمد و آفاق را سحاب گرفتز سایه، چهرهی ایام آفتاب گرفتهوا زمین و زمان را ز گرد کلفت شستبهار بهر جنون خوش گلی در آب گرفت
هر شام و سحر ملائک علیینآیند به طرف حرم خلد برینمقراض به احتیاط زن، ای خادمترسم بِبُری، شهپر جبریل امین
حکایت مختصر با خامه گفتا طبع سرشارمچو من گویندهی تاریخ کمتر کس در ایران بینبرآر، از «بحر» فکرت سررقم کن سال تاریخش« زِ توپ روسِ بیدین، منهدم ارکان ایمان بین» =1330 هـ.ق
فرعون طوس آورده امشب ساحرانش راشايد بيندازد عصاي ميهمانش رامهمان می آید در يد بيضايش آورده ستدرياچهاي از نورهاي بي کرانش را
دیشب دلم تا صبح هوهو کردصحن تو را باغ پرستو کردبر پلکها فانوس اشک آویختمشکات جان بر طاق ابرو کرد
اگرچه زرد و پریشان و بی بها شده ام دلم خوش است در این صحن نخ نما شده ام منی که چند صباحی ست کنج انباری به یاد شور جوانی غزلسرا شده ام
تمام راه دلم خواست پابرهنه شوم به یاد خاطره های جوانی پدرم برای اینکه بیندازمش درون ضریح سپرده نامه به من خواهر بزرگ ترم