دفتر شعر حوزه، گزیده ای از سروده های شاعران برگزیده حوزوی و عالمان شاعر اشعار این دفتر به انتخاب تحریه سایت شعر حوزه انتخاب می شود
تمام راه دلم خواست پابرهنه شوم به یاد خاطره های جوانی پدرم برای اینکه بیندازمش درون ضریح سپرده نامه به من خواهر بزرگ ترم
تجلی کرده از هر سو جمال کبریا اینجاکجا رفتی پی دیدار حق ای دل بیا اینجا میان صحن او می گردم و با خویش می گویمبهشت اینجاست یا اینجاست یا اینجاست یا اینجا
همین است ابتدای سبز اوقاتی که می گویندو سرشار گل است آن ارتفاعاتی که می گوینداشارات زلالی از طلوع تازه ی نرگسپیاپی می وزد از سمت میقاتی که می گویند
بتاب ای لاله ی پرپرهوای عالم از عطر تو آکنده ستچقدر این صبحدم زیباستچقدر این جلوه ی خونین برازنده ست
مشعلی در دست آمد راه را پیدا کندقطره میآمد که خود را بخشی از دریا کندما چه میفهمیم «یَهدی مَن یَشاءُ» حال کیست؟آه بگذارید حرّ، این آیه را معنا کند
از ابرها بپرسید احوال ماه ما راای کاش دیده باشد از دور آه ما رایک ماه با نگاهش شب تا سحر نشستیمرفت و به خون نشانده حالا نگاه ما را
آخر ای مردم! ما هم عتباتی داریمکربلایی داریم، آب فراتی داریمما پر از بوی خوش سیب، پر از چاووشیموز چمن های مجاور نفحاتی داریم
بعد از این توفان سنگین فصل باران های آهنگین می آیدکاروان در کاروان گل، با صدای پای فروردین می آیدروح صحراها گل افشان، جان مشرق ها و مغرب ها درخشانخاک لبریز از نیایش، از تمام دشت ها آمین می آید
عمودِ خیمه رطب های تازه می ریزداگر اراده کند باز مریمی دیگر
مثل نزول لحظهی توحید در قطرههای نازک بارانآن سوی اشکهای خداوند، «لیله» زنی است روشن و پنهانبا لیله داستان بلندیست در سینهی سترگ خداوندپیراهنش سپیدتر از نور با چادری سپیدتر از آن
فصلی که بی ملاحظه آغشتهستبا لحن دلبرانهی قرآنتشرح چهل حدیث شهیدان استمنظومهی مدوّن مژگانت
قلم رسید به هجده قصیدهی غزلینگاه فاطمه افتاد در نگاه علینگاه فاطمه زیباست، پس تبسم کردتبسمی که ملک راه خانه را گم کردتبسمی که در او آیههای دهر شکفتتبسمی که کمی بعد... (بعد خواهم گفت)...