مدح
عبدالحسین وکیلی قمی

«در میلاد حضرت امام حسین علیه‌السلام»

مژده رسید آشکار، ز فضل پروردگار 
که پاک و پاکیزه دار، عذار را از غبار

لرزه بر اندام بید، بداد باد امید
بر او در این دم دمید، روح و نشاط بهار

میرزا ابراهیم نایب الصدر (خلیل ساوجی)

فی مدیحة القائم علیه السلام

بُشرا که روز نیمه ی شعبان شد
خوشا که شامِ هجر به پایان شد

روزِ حصولِ مقصدِ اقصا شد
مقصودِ کن مشاهده در کان شد

حسین مفلس قمی (شیخ ارده شیره)

در ولادت و منقبت کریمه ی اهل بیت علیهاالسلام

ساقیا برخیز و جامی بهر ما از می‌ بیار
زآن که سرمای زمستان رفت و آمد نوبهار
شد زمین و کوه و صحرا جمله از گل لاله زار
بلبلان بر شاخساران جمع و اندر نغمه سار
زآسمان بارید باران و هوا شد مشکبار

اسماعیل بروجردی (نافذ)

تضمینی از غزل سلمان ساوجی

جگر که زآتش هجر تو گشته است کباب
چرا به جام نریزم ز خونِ دل میِ ناب
خدا کند که نمایی ز لطف پا به رکاب
«ز باغ وصل تو یابد ریاض رضوان، آب
ز تاب هجر تو دارد شرار دوزخ، تاب»

حسن فاخری مازندرانی (زاده فاخر)

در منقبت حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم

طلعت خورشید از جمال محمد
حشمت جمشید از جلال محمد

معرفت جمله کائنات بسنجند
هست نمی ‌از یم کمال محمد

آقابزرگ هزارجریبی

فی مدیحة القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف 1

خُرّما طلعتِ جانان، خنکا بختِ سعید
کاندر آمد ز در و داد به من مژده ی عید
گفت بر خلقِ جهان رحمتِ حق گشت مزید
رخت از خانه به میخانه کشد پیر و مرید
عیدِ دیرینه ی پارینه ی ما گشت جدید
باده می¬باید یعنی که مهِ شعبان است...

فصیح الزمان شیرازی

گره گشای دو عالم علیّ عمرانی

به اختیار زدم دل به زلف یار، گره
به کار خویش فکندم به اختیار، گره

صبا چگونه گشاید ز زلف یار گره؟
که هست هر گره زلف او هزار گره

سیدکاظم بلبل

ولای موسی جعفر

ولای موسی بن جعفر علیه‌السلام

دل من یوسف مصر است و من یعقوب کنعانش
زبان و چشم و گوش و بینی و اعضاست اخوانش

طبیعت شهر مصر و نفس اماره زلیخایش
سعادت دشت کنعان و شقاوت خیل گرگانش

سید اسماعیل بلخی (علامه شهید بلخی)

دین خدای راست کمال از غدیر خم

دین خدای راست کمال از غدیر خم
یعنی که بدر گشته هلال از غدیر خم

معیار فطرت است ولایت به رشد و غیّ
آری، محک شدند رجال از غدیر خم

سید اسماعیل بلخی (علامه شهید بلخی)

ای حامی حقوق بشر انقلاب تو

ای حامی حقوق بشر انقلاب تو
مفتاح هر فتوح بُوَد فتح باب تو

گر فایض الحقوق شود فرد و اجتماع
ثبت است بر جریده‌ی حسن الثواب تو

علی اکبر نوقانی

در ستایش حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشّریف

من مست جام وحدتم، بنگر چسان یاهو زنم
آفاق زیر پا نهم، پس دم ز «الاّ هو» زنم

با لشکر روحانیان، در کشور خسمانیان
قلب و جناح از هم درم، بر فرق و بر بازو زنم

سید علی مجتهد کازرونی

در منقبت علی علیه السلام

دوش رسید این ندا ز غیب به گوشم
کز جذباتش نه عقل ماند و نه هوشم
چون خم می‌ از شراب شوق به جوشم
لیک به لب از بیان عشق خموشم
آری ناید بیان عشق به گفتار

میرزا محمدحسن زنوزی خویی (فانی)

محرم بارگاه سبحانی

جبرئیل امین به استحضار
ذکرش این است در همه اوقات

محرم بارگاه سبحانی
نیست الاّ علیّ عمرانی

میرزا محمدحسن زنوزی خویی (فانی)

مظهر حضرت خداست علی

دُرِ دریای کبریاست علی 
مظهر حضرت خداست علی

آفتاب سپهر کشف و شهود
سرّ مکنون إِنّماست  علی

محمدحسین صدری انجدانی (صدرالادبا)

فی مدیحة القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف1

الا منه دل ای پسر، به دنیی و وفای او
که بُد قرین وفای او هماره با جفای او

چه خواهی از لقای وی؟ چه می کنی عطای وی؟
ز جان و دل ببخش بر عطای او لقای او

شیخ محمدرضا قمی

کتیبه ضریح حضرت معصومه سلام الله علیها

یارب این خلد برین یا جنّة المأواستی
یا مگر آرامگاه بضعه‌ی موسا‌ستی

فاطمه، اخت الرضا، سلطان دین کز روی قدر
خاک درگاهش عبیر طرّه‌ی حوراستی

ملا احمد نراقی

ای طفیل هستی‌ات کون و مکان

یا رسولَ الله، یا مَولَی الوَری 
یا دَواءَ القَلب مِن داءِ الهَوی 

یا رسولَ الله، یا غَوثَ الاُمم 
یا سَحابَ الجودِ، یا بَحرَ الکرَم 

ریاض قمی

«لولاک لما خلقتُ الأفلاک» 

از مولد خاتم النبیّین 
نه خطّه‌ی خاک، بلکه افلاک
زآن گوهرِ پاک بست آیین
شاهی که نهاده سر ز حسرت

انسیه سادات هاشمی

سقراط‌ها قربانيِ حکم حسودانند

فرعون طوس آورده امشب ساحرانش را
شايد بيندازد عصاي ميهمانش را

مهمان می آید در يد بيضايش آورده ست
درياچه‌اي از نورهاي بي کرانش را

سیدحسن مبارز

ای فضه لحظه های مناجات را ببین

ای فضه لحظه های مناجات را ببین
راز و نیاز مادر سادات را ببین

روی زمین هرآینه در خانه ی علی
یک آسمان تجلی آیات را ببین

سیدحسن مبارز

ای عشق، خدا دوری ما را نرساند

ای عشق، خدا دوری ما را نرساند
امروز مرا بی تو به فردا نرساند 

در سیر كمالات تو نادیده ترین است
هركس كه خودش را به تماشا نرساند

محمد خانمحمدی

مبدأ فیض چشمه ی توحید

انتظار سپیده را مانَد
با دل شب رفاقتی دارد

خوشه خوشه ستاره از چشمش
شب روان را دلالتی دارد

سیدعبدالله حسینی

روح تو در برابر حق دائم الحضور

ماییم خاک، لیک تو را یافتم صعید
ماییم سنگ، لینک تو را یافتم صبور

یک لحظه در حضور تو بودیم و  می کنیم
روزی هزار مرتبه آن لحظه را مرور

سیدبشیر حسینی میانجی

ای ساقیِ بزمِ ازلی! جام تو زیباست 

ای ساقیِ بزمِ ازلی! جام تو زیباست 
سرمستیِ ما با خُم ایهام تو زیباست
 
گلها همه گُلبوسه گرفتند ز پایت 
در صحن چمن سروی و اندام تو زیباست

رضا حاج حسینی

خدا را شکر حیدر هست... عیدُالله اکبر هست

نه تنها من، نه تنها تو، نه تنها آنکه دین دارد
که عالم هر چه دارد از امیرالمومنین دارد

بگو در چنته‌ی خود هر چه دارد رو کند، اما
مگر دنیا چه خیری جز علی در آستین دارد؟

محمدحسین بهجتی اردکانی (شفق)

نهضتت مایهٔ الهام جهان است هنوز

عالم از شور تو غرق هیجان است هنوز
نهضتت مایهٔ الهام جهان است هنوز

بهر ویرانی و نابودی بنیان ستم
خون جوشان تو چون سیل دمان است هنوز

صفحه 2 از 2ابتدا   قبلی   1  [2]  بعدی   انتها