ذبیح الله صاحبکار دولت آبادی

یک نفس رو بر نخواهم تافت زین دارالامان / قصیده ی رضوی


تا که ره بر درگه آل پیمبر یافتم 
هرچه گم کردم به‌هر درگاه از این در یافتم 

آنچه اسکندر ز فیض چشمۀ حیوان نیافت 
من ز خاک آستان آل حیدر یافتم 

تا که آوردم بر این دولت سرا روی نیاز 
از دم روح‌القدس فیض مکرر یافتم 

بر در ارباب دنیا کی نهم روی نیاز؟ 
من که زین در کیمیای عافیت دریافتم 

یک نفس رو بر نخواهم تافت زین دارالامان 
راحت خاطر از ین در، یافتم گر یافتم 

دامن مطلوب از ین درگاه آوردم به‌دست 
گوهر مقصود ازین خاک مطهر یافتم

تشنه‌کامی خسته بودم در بیابان طلب  
لطف ایزد یار شد تا ره به کوثر یافتم  

نقد توفیق و سعادت را که می‌جستم ز بخت  
در حریم زادهٔ موسی‌بن جعفر یافتم  

سال‌ها سرمایهٔ عمر ار به غفلت باختم  
رخ چو بر این خاک سودم عمر دیگر یافتم  

آنچه بر این آستان اشک تمنا ریختم  
بخت یاری کرد و از هر قطره گوهر یافتم  

بارگاه هشتمین شمع ولایت را به طوس  
مرجع آمال درویش و توانگر یافتم  

مژدهٔ رحمت نیوشیدم ازین دارالسلام  
نکهت رضوان درین خاک معطر یافتم  

گر به خود زین طالع فرخنده می‌بالم رواست  
کاین هما را بر سر خود سایه‌گستر یافتم  

داشتم همواره بر الطاف او چشم امید  
تا سرانجام از نهال آرزو بر یافتم  

تا که بر این در پناه آوردم از کید جهان  
خویشتن را ایمن از هر فتنه و شر یافتم  

جان و دل قربان مولایی که از فر و جلال  
ملک دل‌ها را به عشق او مسخّر یافتم  

تا گدای این درم سر بر فلک سایم ز فخر  
از فلک این خاک را در رتبه برتر یافتم

24
| | |
تاریخ انتشار: 30 بهمن 1404
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود