گزیده ای از سروده های شاعران برگزیده حوزوی و عالمان شاعر اشعار این دفتر را مدیران سایت انتخاب می کنند
ای خنجرِ آب دیده، ما تشنهی کارزاریملببسته زخمیم اما در خنده، خونگریه داریم تا سر زند آفتابی، هرگز ندیدیم خوابیاز چشم سرخ شرابی، پیداست شبزنده داریم با سمِّ اسبان تکاندیم از کوهها خستگی راماییم از نسل خورشید، برقلهها تک سواریم
غبار فرش حرم سرمه ی بروجردی ستکه نور علم کجا و کجا سواد شمابه روز واقعه شرمنده ی حرم هائیدعرق نشسته به پیشانی معاد شما
به واژه سخت بگیری که شعر ساده بگوییو با اراده بکوشی که بی اراده بگوییبرای اینکه غزل بوی عارفانه بگیرد نخورده مست کنی از مقام باده بگویی برای کنگره های سراسری بنویسیو از اصول و مبانی خانواده بگویی ستون شعر سیاسی شوی برای جرایدجوابیه به اراجیف تاج زاده بگوییبرای رفتن دیدار نیمه رمضان هماز اول رجب اشعار فوق العاده بگوییچه فایده؟! مگر اینکه برای حضرت زهرابسوزی و غزلی را که اذن داده بگویی
مثل نزول لحظهی توحید در قطرههای نازک بارانآن سوی اشکهای خداوند، «لیله» زنی است روشن و پنهانبا لیله داستان بلندیست در سینهی سترگ خداوندپیراهنش سپیدتر از نور با چادری سپیدتر از آن
قلم شکسته، نفس خسته، این نفس زخمیستو قلب کوچک من -گرچه در قفس- زخمیستنفس بریده، قلم درد میکشد امشبتمام دور و برم درد میکشد امشبقلم نشسته که از بغض مرد بنویسداز ازدحام نفسگیر درد بنویسدستارگان همگی یک به یک شهید شدندو با گذشت زمان ماضی بعید شدندقلم نشسته که از خواب ما گلایه کندنشسته است که از ما به ما گلایه کنداز این حکایت خونبار با که بنویسمبدون دغدغه بگذار تا که بنویسم
فصلی که بی ملاحظه آغشتهستبا لحن دلبرانهی قرآنتشرح چهل حدیث شهیدان استمنظومهی مدوّن مژگانت
قلم رسید به هجده قصیدهی غزلینگاه فاطمه افتاد در نگاه علینگاه فاطمه زیباست، پس تبسم کردتبسمی که ملک راه خانه را گم کردتبسمی که در او آیههای دهر شکفتتبسمی که کمی بعد... (بعد خواهم گفت)...