دفتر شعر حوزه، گزیده ای از سروده های شاعران برگزیده حوزوی و عالمان شاعر اشعار این دفتر به انتخاب تحریه سایت شعر حوزه انتخاب می شود
ما را چگونه از افق خویش می بری؟تا ناکجای از همه هستی رها شدنپروازِ ناپرندگی ما شنیدنی ستدر ازدحام این همه چون و چرا شدن
تو راز بزم مستان را چه دانیتو سّر می پرستان را چه دانیتو را با جسم خاکی هست صد کاررموز باطن جان را چه دانی
همی گویم و گفته ام بارها بود کیش من مهر دلدارهاپرستش به مستی ست در کیش مهربرونند زین جرگه هشیارها
ماییم و رخ يار دل آرام و دگر هیچما راست همين حاصل ايام و دگر هيچای زاهد بيچاره كه داری هوس حور!ای وای تو و آن هوس خام و دگر هيچ
جز سر کوی تو ای دوست ندارم جاییدَر سرم نیست بجُز خاک دَرت سوداییبَر در میکده و بُتکده و مسجد و دیرسَجده آرم که تو شاید نظری بنمایی
قدم قدم همه جا آمدم به دنبالتنبوده ام نفسی بی خبر از احوالتجهان نبود برای تو ساحت پروازچه آسمان بلندی است وسعت بالت
قلم را شستشو دادم میان اشک و خون امشبزدم دل را به یاد تو به دریای جنون امشبنوشتم: "با دل و جان از خودم دل کنده ام دیگر"نوشتم ابتدا انّا الیه راجعون امشب
قلم رسید به هجده قصیدهی غزلینگاه فاطمه افتاد در نگاه علینگاه فاطمه زیباست، پس تبسم کردتبسمی که ملک راه خانه را گم کردتبسمی که در او آیههای دهر شکفتتبسمی که کمی بعد... (بعد خواهم گفت)...