شیخ محمدحسین آیتی بیرجندی

روزی که جان دهیم به یاد تو جان دهیم


باز آیدم نسیم ز بستان کربلا
دارد حکایت از گل و ریحان کربلا

بگشوده است خازن جنت مگر دری
از باغ خلد و روضهٔ رضوان کربلا

یا بر زمین چکیده از آن خون که ریختند
اهل عناد در صف میدان کربلا

آید به گوش، نالهٔ طفلان که می‌دوند
از خوف دشمنان ز بیابان کربلا

مانند شمع، سوزم و ریزم ز چشم اشک
یاد آورم ز شمع شبستان کربلا

روزی که جان دهیم به یاد تو جان دهیم
ما راست قبله، خاک درخشان کربلا

روزی که سر ز خاک برآریم، آرزوست
نور جمال صاحب ایوان کربلا

فطرس، سلام ما برسان چون که بگذری
بر تربت مطهّر سلطان كربلا

این چند بیت تحفهٔ مور است و «آیتی»
کآورده است نزد سلیمان کربلا1

 

1. سبحه صددانه، محمدمهدی حکیمی، ص 328

15
| | |
تاریخ انتشار: 6 بهمن 1404
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود