سیدمرتضی رضوی نژاد (عارف بجنوردی)

در راه دوست باختن جانم آرزوست  / حبیب ابن مظاهر علیه السلام


در راه دوست باختن جانم آرزوست  
 جان باختن به جلوهٔ جانانم آرزوست

هرچند قامتم خم و نیرو شده‌ست کم
با دشمنان ستیزه بدین سانم آرزوست

گیرم عصا به دست و به دستی سلاح رزم
باری بدین صفت، صف میدانم آرزوست

در پیشگاه قرب حسینی پیِ نیاز
جان بر کف و رسیدن فرمانم آرزوست

در عین ناتوانی و پیری، دلم قوی‌ست
پیرم ولی مصاف جوانانم آرزوست

در زیر تیغ دشمن و در پیش چشم دوست
خفتن به زیر خنجر بُرّانم آرزوست

عمرم گذشت و سیرم از این عاریت‌سرا
باغ بهشت و روضهٔ رضوانم آرزوست

در باغ جنّت از کف ریحانهٔ رسول
با راح روح، دستهٔ ریحانم آرزوست

از دست حوریان جنان در کنار حوض
جام طهور با لب خندانم آرزوست

شادابی بهار جوانی و بزم انس
دیدار حور و صحبت غلمانم آرزوست..

شهباز روح قدسم و باز از در نیاز
باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست1

 

1. سبحه صددانه ، محمدمهدی حکیمی، ص 415 ( با حذف یک بیت)

 

15
| | |
تاریخ انتشار: 11 بهمن 1404
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود