میرزا مصطفی سجادی سرابی

باز بازوی پیمبر قوتی دیگر گرفت/ غدیریه

  
در غدیر خم پیمبر بازوی حیدر گرفت  
باز بازوی پیمبر قوتی دیگر گرفت  

بازوی حیدر که بازوی خدایی بود چون  
زیر بازوی خدایی را پیمبر برگرفت  

آیت نصر من‌اللَه، نكتهٔ فتح قريب  
شد عیان چون مرتضی را مصطفی یاور گرفت  

در حقیقت چون نمایاندش به خلق آن روز باز  
دعوی پیغمبری خویشتن از سر گرفت  

مست بادهٔ عشق حق دان تا ابد يوم‌الغدير  
آنکه از خمّ ولای او به کف ساغر گرفت  

دین درختی بود بی‌بر گشته اندر باغ شرع  
با ولای او ثبات اصل و شیرین برگرفت  

منبری ترتیب دادند از جهاز اشتران  
زامر پیغمبر که عرش از عرشهٔ او فر گرفت   

چون علی با دست احمد پا بر آن منبر نهاد  
پرزنان جبریل آمد پایهٔ منبر گرفت  

جبرئیل آن‌گه ببالیدی به بال خویشتن  
که علی او را ز روی مهر زیر پر گرفت  

مظهر لطف خداوند است و قهرش در معاد  
مؤمن از او در امان کافر از او کیفر گرفت  

پادشاهی دو عالم، هیچ می دانی که برد؟  
آنکه راه بندگی بنده‌اش قنبر گرفت  

با ولایش ذرهٔ طاعت بر حق هرکه برد  
مزد از آنچه تصور کرد، افزون‌تر گرفت  

چون «سرابی» گفت در در مدح علی این چند بیت  
صد بهشتی خانه از حق پیش از محشر گرفت1

 

1.  سبحه صددانه، محمدمهدی حکیمی، ص 450
 

14
| | |
تاریخ انتشار: 11 بهمن 1404
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود