حمیدرضا فاضلی

از حال و روز غاده  خبر داری؟

از غصه‌های ساده خبر داری؟
از حال این پیاده خبر داری؟

از دردِ خیره ماندنِ بی‌پایان
بر دوردست جاده خبر داری؟

از رنج ایستادن و افتادن
-این رنج فوق‌العاده- خبر داری؟

کوهم ولی بیا و مرا بشکن
از کوه بی‌اراده خبر داری؟

من تشنه‌ی جنونم و تنها تو
از آن سبوی باده خبر داری

چمرانِ دل بریده از این عالم!
از حال و روز غاده  خبر داری؟

11
| | |
تاریخ انتشار: 21 بهمن 1404
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود

بیشتر بخوانیم