قصیده واره
محمدحسین انصاری نژاد

بر قبله‌ی فرنگ، نمازش شروع شد

بیانیه ی جدید"میرفتنه!"مرابه یادآتش افروزی هایش درسال ۸۸انداخت وقصیده ای که درهمان ایام،حرامش کردم..

محو کدام منظره‌ی رنگ‌رنگ بود
او را بهار گمشده، باغ فرنگ بود

سیدحسن تهامی

عشق از من و هرچه خواهی از تو

ای چرخ ستمگر جفاکار
وی سفله‌نواز دانش‌آزار

ای افعی سرسپید پیچان
وی عقرب دم‌سیاه جرّار

مصطفی قائمی نیشابوری

بصیرت ار طلبی چشم حرص و آز ببند

به گوش هوش شنیدیم دوش این آواز
که غیر دوست نباشد به جز تصور و آز

بصیرت ار طلبی چشم حرص و آز ببند
که چشم دل شودت باز و کشف گردد راز

سید محمدباقر سجادی (رکن الاسلام)

در رثای مادرش


مرا از دست شد زیبانگاری
بهشتی طلعتی خرّم بهاری

بهشتی کآدمش نادیده در خواب
بهاری کز گلشن نارسته خاری

عبدالحسین وکیلی قمی

«در میلاد حضرت امام حسین علیه‌السلام»

مژده رسید آشکار، ز فضل پروردگار 
که پاک و پاکیزه دار، عذار را از غبار

لرزه بر اندام بید، بداد باد امید
بر او در این دم دمید، روح و نشاط بهار

رضا حاج حسینی

خدا را شکر حیدر هست... عیدُالله اکبر هست

نه تنها من، نه تنها تو، نه تنها آنکه دین دارد
که عالم هر چه دارد از امیرالمومنین دارد

بگو در چنته‌ی خود هر چه دارد رو کند، اما
مگر دنیا چه خیری جز علی در آستین دارد؟