اگر چه از غم جانکاه رهبر سخت بیتابیم
اگر چه داغدار لالههای سرخ مینابیم
اگر چه بغضها داریم اگر چه اشک میباریم
اگر چه در فراق جمله سرداران عزاداریم
اگر چه سینه مالامال اندوه صنوبرهاست
اگر چه قلب میهن زخمی از انبوه آذرهاست
ولی نه، نشکند از این همه غم، عهد ما هرگز
نخواهد شد دل ما از وطن هرگز جدا، هرگز
نخواهد دید دشمن در دل ما ضعف ایمان را
نخواهد برد دشمن یک غبار از خاک ایران را
که ما همواره تحت امر و فرمان ولی هستیم
که ما دلدادگان مکتب سیدعلی هستیم
هماو که عمر خود را عاشقانه وقف میهن کرد
هماو که با «...مَعی رَبّی سَیَهدین» راه روشن کرد
هماو که از «صحیفه» بر تن کشور زره کردهست
هماو که مشت خود را وقت جان دادن گره کردهست
که یعنی با کسی جز دوست ما را عهد و پیمان نیست
که یعنی سازش و تسلیم در قاموس ایران نیست
به قوم ظالم صهیون بگو این حرف محکم را
ببین میراث حاجیزاده، تهرانیمقدم را
ببین در آسمان قدس هر شب ماه بدر آمد
عماد و فاتح و سجیل و خرمشهر و قدر آمد
نترسانید ایران را که قصد تاختن دارد
که در هر نقطه یک سیدمجید نقطهزن دارد..
هلا رزمندگان تدبیر میدان با شما باشد
خیابانهای کشور نیز در تسخیر ما باشد
که رأی ما به جمهوری اسلامی فقط آریست
دم «هیهات منا الذله» بر لبهایمان جاریست
خیابانهای شهر اینک مصاف ماست با دشمن
در این شبهاست راه حق و باطل واضح و روشن
به این مردم نمیآید چنین ذلتپذیریها
که این خِطّه پر است از موسویها، تنگسیریها
میان شعلۀ نامردمی ایمان نخواهد سوخت
بگو ای بیوطنها پرچم ایران نخواهد سوخت
و ما جان بر کفانِ تحت امر مقتدا هستیم
پس از سیدعلی سرباز سیدمجتبی هستیم