سیدکاظم بلبل

سیدکاظم بلبل

ای طبیب عافیت! بر درد، درمانی فرست

سرو بستان امامت، وارث پیغمبری
شاه اقلیم سعادت ماه اوج سروری
آسمانِ داد و دانش، بدر برج مهتری
صدر سادات حسینی، دُرّ درج عسکری
مهدی هادی امام عالم آرای دگر 

سیدکاظم بلبل

ای از سخنت گنج گهر دُرج دهن‌ها


ای از سخنت گنج گهر دُرج دهن‌ها
از وصف تو لبریز شکر ظرف سخن‌ها 

گودال دل از گوهر حمد تو لبالب
از نیشکر نام تو پر، چاه ذقن‌ها 

سیدکاظم بلبل

قصیده توحیدیه

صمدا حمد تو گویم که تو خلاّق جهانی
احد بی عدد و واحد بی مثل و نشانی 

احد فرد توانای توان‌بخش حکیمی
که گر از سنگ به صد رنگ گل آری بتوانی 

سیدکاظم بلبل

عجب بدر شب قدری که از انظار پنهانی

تو ای سرو سهی قامت، که از نسرین بدن داری
ز گل نازک‌تری یارب، که از گل پیرهن داری 

برای هرکسی از تاب کاکل دام افکندی
به پای هر دلی از طره ی گیسو رسن داری 

سیدکاظم بلبل

ولای موسی جعفر

ولای موسی بن جعفر علیه‌السلام

دل من یوسف مصر است و من یعقوب کنعانش
زبان و چشم و گوش و بینی و اعضاست اخوانش

طبیعت شهر مصر و نفس اماره زلیخایش
سعادت دشت کنعان و شقاوت خیل گرگانش

سیدکاظم بلبل

آری تو توانی که کنی مور، سلیمان

ای نام تو سردفتر دیباچه ی دیوان
وی حمد تو شیرازه‌ی مجموعه‌ی عنوان

از نام تو بر چرخ چَمَد عیسی مریم
وز حمد تو بر رود رَوَد موسی عمران