شیخ محمدحسین آیتی بیرجندی

دانش آن است که راهی به حقیقت ببری

آن‌که داده‌ست بدو آن همه زیبایی را
کاش می‌داد به من لطف شکیبایی را

مونسم، یاد تو پیوسته چو در تنهایی‌ست
دوست دارم همه دم خلوت و تنهایی را

غنچه بگشود دهن، مسئله‌ای گفت ز عشق
بلبل آموخت از آن نکتهٔ شیدایی را

دید چون نرگس آهووش لیلی، مجنون
بگرفته‌ست ره بادیه‌پیمایی را

می‌توانی که دهی رحم به خوبان جهان
ای که دادی به بتان حسن و دل‌آرایی را

مو‌به‌مو با سر زلف تو بیان خواهم کرد
آنچه سودا به سر است این سر سودایی را

دانش آن است که راهی به حقیقت ببری
ورنه خواهی چه کنی حکمت و دانایی را

یافت در عهد خودش «آیتی» از همت عشق
نکته‌پردازی و لطف سخن آرایی را1

 

1. سبحه صددانه، محمدمهدی حکیمی، صص 327 و 328

18
| | |
تاریخ انتشار: 6 بهمن 1404
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود