بهاریه
ُسیدابوالقاسم حسینی (ژرفا)

ما در دو جهان غیر خدا یار نداریم

گو باد صبا را که به میناب گذر کن!
بر تربت آن دخترکان دُرِّ تَر افشان

نوروز! تو همواره غزلخوانِ امیدی
بشتاب و بر این مزرعه بذرِ ظفر افشان

سید علیرضا شفیعی

عید آمده از راه؟ چه عیدی؟ چه بهاری؟

ای کاش بیایی و در این وسعت تاریک 
ای سال نو آیینه در آیینه بکاری

در راه سواری‌ست... خوشا آینهٔ ما
برخیزد اگر از دل این جاده غباری... 

ملا محمدسعید (اشرف) مازندرانی

ساقی‌نامه‌ی اشرف مازندرانی

دلا مژده بادت که نوروز شد
چو می‌ بوی گل عشرت اندوز شد

بهار آمد و یافت عالم فرح
چمن گشت لبریز گل چون قدح

ملامحمد هیدجی زنجانی

چه سازگار و چه ناسازگار می گذرد

صبا مگر ز سرِ کویِ یار می گذرد
به هر طرف که چنین مشگبار می گذرد

کنون که موسمِ عید است و بادِ نوروزی
به طرفِ باغ و لبِ جویبار می گذرد

یحیی مدرس اصفهانی (بیدآبادی)

بهاریّه در منقبت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم

بلبل چو نکیسا زده تا نغمه‌ی نوروز 
آراسته جشنی ز طرب خسروِ نوروز
شیرین من! ای زلف تو آورده شب و روز
تلخ است چو فرهاد مرا کام به نوروز
ها تلخی کامم بزدا زآن شکرین لب

محمدعلی علمی

از شرق و غرب و راست و چپ زخم خورده‌ایم

سال جدید زیر همین گنبد کبود
آغاز شد حکایتمان با یکی نبود

ارابه‌های قاتل و آزادراه مرگ
تدبیرهای دفن شده در مسیر رود