دفتر شعر حوزه، گزیده ای از سروده های شاعران برگزیده حوزوی و عالمان شاعر اشعار این دفتر به انتخاب تحریه سایت شعر حوزه انتخاب می شود
در چلهی کمان خودش فاتح و عمادپیکانِ آتشین و فروزان گذاشتهآتش گشوده است به سوی حرامیانپای دفاع از وطنش جان گذاشته
ایران یعنیدیار علینیام شمشیر ذوالقار علیقرار یاران بی قرار علیبه اینجا بر می گردددوباره علی
تو رُستمِ تهمتنی، بزن که خوب می زنیتو شیرِ پیل افکنی، بزن که خوب می زنی به فرق کاخ و تختشان، به زندگی نحسشانبه قلب دشمن دنی، بزن که خوب می زنی
سودی ندارد این تقلا، لشکر نامرد!کودککشی فرعونیان را غرق خواهد کردما پای کار حیدر و فرزند زهراییمپشت سر مولایمان تا قدس میآییم
هلا زقدرت و شوکت به خویش می بالیمدوباره بینی تان را به خاک می مالیمبگو که همچو علی تیغ خشم ما دودم استهمیشه شیعه مولا مدافع حرم است
خلیج فارس گره کرده موجهایش رارسانده است به گوش جهان صدایش رااقامه بسته وطن مثل سروهای رشیدشنیده هیبت تکبیر مقتدایش را
منم پور ایران و بر مام خویش مرا غیرت آید ز اندازه بیشبه بیگانه نفروشم این مام راکجا زشت و ننگین کنم نام را
که من از ازل مست حیدر شدمفدای علی و پیمبر شدمبگویم همه دم به صوت جلیعلی یاعلی یاعلی یاعلی
انا فتحنا! پیروز ماییم!کابوس شیطان! خشم خداییم الله اکبر ! الله اکبرما همزبانیم ! ما هم صداییم!
میخروشی رعدآسا مثل طوفانمیخروشی در عزای جمع یارانتا سحر بیدار باید ماند امشبجاء نصرالله باید خواند امشب..
مرد آزاده حسین است که بود این هدفشکه شود کشته ولی زنده بماند شرفشعوض آب زر، از خون سر این جمله نوشتای خوش آن کاو نکند بستر راحت، تلفش
من نوبر بلندترین شاخه ام، ببینکی میرسد به چیدن من دست این و آن؟با کاجهای توی خیابان غریبه امبا غنچه های باغچه ی خانه، مهربان
این انقلاب چشمه ای از انقلاب توستپیروزی اش مقدمه ی فتح باب توستای نور محض وعده ی صادق خود تویی چشمِ امید این همه عاشق خود تویی
ﺁﺗﺶ، ﮔﻠﻮﻟﻪ، ﺳﻨﮓ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪﺟﺎﯼ ﻗﻠﻢ ﺗﻔﻨﮓ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪﺑﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺗﻮﭖﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺎﺯﻡ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺷﻌﺮﺑﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺑﻤﺐ ﺑﭙﯿﭽﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﺷﻌﺮ
ای خنجرِ آب دیده، ما تشنهی کارزاریملببسته زخمیم اما در خنده، خونگریه داریم تا سر زند آفتابی، هرگز ندیدیم خوابیاز چشم سرخ شرابی، پیداست شبزنده داریم با سمِّ اسبان تکاندیم از کوهها خستگی راماییم از نسل خورشید، برقلهها تک سواریم