دفتر شعر حوزه، گزیده ای از سروده های شاعران برگزیده حوزوی و عالمان شاعر اشعار این دفتر به انتخاب تحریه سایت شعر حوزه انتخاب می شود
من آبروی خود به کفی نان نمیدهممن اختیار خویش به دونان نمیدهمآزادی و قناعت و درس و کتاب راای مدعی به ملک سلیمان نمیدهم
ای پسر ترک کار نتوان کردناز بر روزگار نتوان کردچاره ی کار روزگار دژمجز به نیروی کارر نتوان کرد
سجاده ام پهن است یک گوشه تا حال من خوب است حال زندگی خوب استآرامش این خانه یعنی مندور از هیاهوی مجازی باشم این شب ها
بر لب تپش ترانه ای باشد و منآرامش جادوانه ای باشد و مناز این همه های و هو چه حاصل؟! ای کاشغوغای کتابخانه ای باشد و من
حال و روزش بد نبود امّا کمی بی تاب بودصبح تا شب خیره بر تصویرِ توی قاب بودشوقِ مشهد در دلش غوغا به پا می کرد و اوعادتش هر شب زیارت نامه قبل از خواب بود
من نوبر بلندترین شاخه ام، ببینکی میرسد به چیدن من دست این و آن؟با کاجهای توی خیابان غریبه امبا غنچه های باغچه ی خانه، مهربان
تقویم ها شاداب، وَ لحظههای زندگی آن سان که باید بودو دشتهای عشق،در سایه ی سبز وزش های مجدد بود
تمام راه دلم خواست پابرهنه شوم به یاد خاطره های جوانی پدرم برای اینکه بیندازمش درون ضریح سپرده نامه به من خواهر بزرگ ترم