شعر حوزه

محمدتقی بهلول

محمدتقی بهلول

شیخ محمدتقی بهلول از علمای نادر و مبارز و کم نظیر شیعی در سده ی چهاردهم هجری است. او در سال ۱۲۸۹ هـ.ش برابر با ۱۳۲۸ هـ.ق در ناحیه‌ی بجستان واقع در حومه‌ی تربت حیدریه به دنیا آمد. پدر او شیخ نظام الدین از مجتهدان و مدرسان بنامی بود که در گناباد به امر تدریس طلاب و ارشاد اهالی آن سامان اشتغال داشت. 
استعداد شگرف و هوش سرشار و خدادادی بهلول از همان ایام کودکی بروز کرد. بیش از هشت سال نداشت که به حفظ همه‌ی قرآن کریم توفیق یافت و خواندن و نوشتن و علوم مقدماتی و دوره‌ی سطح را از پدر فاضلش آموخت. در چهارده سالگی به کار وعظ و روضه خوانی پرداخت و در ۲۷ سالگی (۱۳۱۶ هـ.ش) عازم مشهد مقدس شد و کار وعظ و تبلیغ امور دینی را در آن شهر ادامه داد. 
در فاجعه‌ی مسجد گوهرشاد که در زمان پهلوی اول رخ داد؛ حضور داشت و خطابه‌های آتشین او مردم را به مقابله با سربازان مسلح و قیام بر ضد سلسله‌ی شاهنشاهی برانگیخت ولی متأسفانه با به خاک و خون کشیده شدن آزادمردان مشهدی و زائران معتقد حریم قدس رضوی علیه السلام این غائله ظاهراً به پایان رسید  و چونان آتش فشانی که موقتاً خاموش شده باشد؛ در پانزدهم خرداد سال ۱۳۴۲ گدازه های نفرت و انزجار مردم را بر سر نظام و حامیان مستکبر و استعمارگر او فرو ریخت و مقدمات قیامی مردمی و توفنده را در سال ۱۳۵۷ فراهم ساخت که با رهبری داهیانه‌ی امام راحل قدّس¬سرّه در بهمن ماه همان سال به پیروزی رسید و بساط سلطنت ۲۵۰۰ ساله را برای همیشه از ایران برچید.
بهلول این عالم مبارز و نستوه توانست خود را از گیرودار فاجعه‌ی مسجد گوهرشاد، برهاند و به افغانستان بگریزد. متأسفانه بهلول در آن کشور نیز شناسایی شد و به ۳۱سال زندان در حال تبعید محکوم گردید.  پس از رهایی از زندان به مصر رفت و جمال عبدالناصر که آشکارا با خاندان پهلوی و رژیم دست نشانده‌ی آمریکایی، مبارزه می‌کرد؛ شخصاً از شیخ محمدتقی بهلول خواست که به عنوان گوینده‌ی برون مرزی، به زبان فارسی با مردم ایران سخن بگوید و با سخنرانی های خود از اعمال ننگین رژیم ستمشاهی ایران پرده بردارد. 
بهلول، بعدها از مصر به سایر کشورهای عربی منطقه مسافرت کرد و چون به عنوان حافظ قرآن، شخصیتی شناخته شده بود با اقبال دولت و ملت کشورهای عربی روبه رو شد و پس از سال ها دوری از وطن با پیروزی انقلاب به ایران بازگشت. 
بهلول شخصیتی استثنایی داشت. حافظه‌ی بسیار قوی، بیان محکم و متین، آموخته های فراوان دینی و تاریخی و روایی، پیشینه‌ی افتخارآمیز، طبیعت ستم¬ستیز و آزاده و بی آلایش و قناعت و فروتنی اش جامعیتی به او بخشیده بود که در هیچ یک از همگنان او وجود نداشت. همین جهات و جهاتی دیگر که در ریاضت های مستمر شرعی و خدمت رسانی به مردم و دستگیری از آنان ریشه داشت از بهلول وجودی نازنین و دوست داشتنی ساخته بود که هر جا که می‌رفت احترام و اقبال بی سابقه‌ی مردم را به همراه داشت.
بهلول غالباً روزه بود و با قرصی نان و پیاله‌ای ماست افطار می‌کرد و غذای روزانه‌ی او در یک وعده منحصر می‌شد. او دارای قریحه‌ای سرشار بود و سروده های خود را که بالغ بر دویست هزار بیت بود همه را به خاطر داشت. 
این پیرمرد سالخورده‌ی نحیف و لاغراندام که سال ها پیش به هنگام ملاقات با نگارنده‌ی این سطور نود ساله بود، از سایر سخنوران نیز هزاران بیت را به خاطر سپرده بود و به هنگام صحبت چاشنی کار می‌کرد. او را برای حضور در جلسه‌ی هفتگی انجمن ادبی محیط دعوت کرده بودم. سر ساعت آمد و برای شاعران حاضر در جلسه بیش از دو ساعت به صورت متوالی از اشعار خود خواند و همه را مجذوب حافظه‌ی نیرومند خود ساخت. این انجمن در شهریورماه ۱۳۴۲ به درخواست عزیزان شاعر فعالیت خود را آغاز کرد. جلسات هفتگی اش هنوز با گذشت بیش از پنجاه سال با مسؤولیت این جانب و در کتابخانه‌ی منزل شخصی ام برگزار می‌شود و در حال حاضر در شمار انجمن های ادبی انگش شماری است که توانسته است نسبت به آموزش و تربیت شمار زیادی از شاعران جوان و با استعداد اقدام کند و در قلمرو شعر آیینی معاصر نقش کلیدی و محوری خود را ایفا نماید.1

 

 رواق اشراق (تذکره شاعران حوزوی), محمدعلی مجاهدی، جلد سه. صص 1417 و 1418

 

اشعار محمدتقی بهلول در سایت شعر حوزه

28
| | |
تاریخ انتشار: 23 آذر 1404
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود