«طلوع عهد»

ای خدای نزدیک، بر هر دل تنها

ای مهربان‌تر از، دل خود ما

تو گفتی در قرآن، ای اهل ایمان

لَا تَقْنَطُوا هرگز، از لطف رحمان

باید برخاست، تا صبح بیداری

وقتی که با مایی، در هر گرفتاری

باید برخاست، با وعده‌ی موعود

حق می‌رسد آخر، با همت مردم

«إِنِّي قَرِيبٌ» را، در جان ما دیدی

ما را که ترسیدیم، به مهرت بخشیدی

ای که نمی‌خوابی، بیدار بر احوال

در پیچ این دنیا، در لحظه‌ی آمال

ای یوسف زهرا، ای حجت مطلق

چشم جهان مانده، بر وعده‌ی حق

وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ، بر این مستضعف

ما می‌شویم یارت، در جبهه‌ی صف‌به‌صف

باید برخاست، تا صبح بیداری

وقتی که با مایی، در هر گرفتاری

باید برخاست، با وعده‌ی موعود

حق می‌رسد آخر، با همت مردم

باید فهمید، تا وقتی این ملت

ایمان دارد، کی تسلیم و تحمیل

امکان دارد؟

ایران یعنی، در سایه‌ی «کوثر»

در انتظار او، با این رهبر

برمی‌گردد علی، با تیغ ذوالفقار

می‌آید مهدی، با وعده‌ی بهار

ما بر سر عهدیم، این نسل بیداریم

در سینه غیر از او، امیدی نداریم

آن‌جا که مهدی با، تیغ خورشید

بر می‌کند از ظلمت، بند امید

أنا علی العهد…

لَبّیک یا مهدی…
با همین آهنگ می تونه قسمت دوم باشه
حاج آقای محمد مروستی زاده منتظر قسمت های بعدی شعریم این مسیری که شما رفتید ادامه هست و ورجن بعدی شعرتون رو بنویسید مننتظریم

نام ارسال کننده نظر را مشخص نمایید.
آدرس ایمیل نظردهنده را مشخص نمایید.
آدرس وب سایت ارسال کننده نظر را مشخص نمایید.
نظر را مشخص نمایید