علی باقری

حوّا که خنده کرد نمک اختراع شد!!

بِسمِ اللهِ الرّحمنِ الرّحیم

وقتی زمین و چرخ و فلک اختراع شد
((حوّا که خنده کرد ، نمک اختراع شد))


با ازدواجِ آدم و حوّا ، لوازمی
مانندِ قصر و فرش و تشک اختراع شد


باغِ بهشت کادویِ یزدان به آن دو بود
آری به این طریق ، کمک اختراع شد


آدم نگاه کرد به آن میوه با طمع
شیطان ورود کرد و کلَک اختراع شد


بعد از خطایِ آدم و حوّا میانِ خلق
دعوا و جَرّ و بحث و کتک اختراع شد


موسی که تشنه بود عصا را به سنگ زد
صخره شکافت ، آبِ خنک اختراع شد


چندین هزار سال زِ آن‌  ماجرا گذشت
کودک بهانه کرد ، پفک اختراع شد


ماشین به جایِ اسب نشست و به لطفِ میخ
در راه گشت پنچر و  جک اختراع شد


تا شاعری غزل  بِسُراید دِهی بزرگ
در سمت و سویِ شهر کهک اختراع شد


شاعر ✍ علی باقری

(( این سروده استقبال از غزل زیبای
شاعر عزیز آقای حامد عسگری هست ))

17
| | |
تاریخ انتشار: 10 بهمن 1404
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود
تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.