این زندگینامه توسط بیت محترم حضرت آیتالله العظمی حاج شیخ لطفالله صافی گلپایگانی مدظله العالی در اختیار نگارنده قرار گرفته است:
مرحوم آیتالله العظمی آقای حاج آقا علی صافی قدس سره در مهرماه سال 1291 هـ.ش در بیت علم و تقوا و معنویت پا به عرصه گیتی نهادند. والد بزرگوارشان عالم ربانی مرحوم آیتالله العظمی آخوند ملا محمد جواد صافی رحمةالله علیه از علمای بنام شیعه و از شاگردان برجستهی آیات عظام، جهانگیرخان قشقایی، سید محمد دُرچهای، آقا نورالله اصفهانی، میرزا محمد هاشم چهارسوقی و... بودند.
مرحوم آیتالله ملا محمدجواد صافی در سال 1310 هـ.ق که بیش از 23 سال از عمر شریفش نمیگذشت پس از نگارش رسالههایی در مسائل مشکل فقهی به دریافت اجازهی اجتهاد از استادش آیتالله حاج آقا نورالله اصفهانی نائل آمد که این اجازه موجود است. مرحوم آیتالله آخوند ملا محمدجواد گلپایگانی از مبارزین با ظلم و ستم بودند و از صراحت لهجه¬ی مثالزدنی برخودار بودند که این صفت در فرزند ارشدشان به ارث گذاشته شده بود. مرحوم آیتالله محمدجواد صافی گلپایگانی صاحب آثار عدیده به نظم و نثر فارسی و عربی میباشند. سرانجام ایشان در شب 25 رجب المرجب 1378 در شب شهادت جانگداز امام کاظم علیهالسلام در زادگاه خود به سوی آسمانها پر کشید و در ملأ اعلی در زمرهی رجبیون مأوا گزید و پیکر ایشان پس از تشیع گسترده در حرم حضرت معصومه سلامالله علیها دفن شد.
والدهی ماجدهی مرحوم آقا، صبیهی مرحوم ملا علی گلپایگانی (هم حجرهای میرزای شیرازی) بودند که مرحوم آیتالله صافی بسیار از معنویات و حالات عرفانی مادرشان تعریف میکردند و میفرمودند در قنوت نماز شبشان دعای ابوحمزه میخواندند.
تحصیل
ابتدا معظمٌله، نزد پدر و دایی بزرگوارشان آخوند ملا ابوالقاسم قطب، به تحصیل پرداختند و سپس در سال 1349 قمری به قم و حوزهی علمیه هجرت نمودند و سطوح را نزد آیتالله میرزا محمد همدانی تکمیل نمودند. هم چنین در محضر اساتیدی چون مراجع عالیقدر، مرحوم آیتالله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری، مرحوم آیتالله العظمی حجت و مرحوم آیتالله العظمی آقای حاج سید محمدتقی خوانساری استفاده برد و در همهی حوزهها نمونه و مشارٌ بالبَنان بودند.
پس از اقامت بزرگمرجع شیعه، مرحوم آیتالله العظمی بروجردی در قم در ردیف سایر بزرگان و اساتید حوزه در درس ایشان اصولاً و فقهاً شرکت داشتند و نامدارترین بحّاث درس ایشان بودند.
تدریس و خدمات
ایشان در زمان مرحوم آیتالله العظمی بروجردی، حوزهی درسی خود را تشکیل دادند و جلسات درس و بحث مرحوم آیتالله صافی در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها و مدرسهی فیضیه و در منزلشان برقرار بود.
همچنین ایشان پس از درس آیتالله بروجردی، درس استاد را برای بعض علما شرح و توضیح میدادند.
معظمٌله در همان سالها از طرف مرحوم آیتالله بروجردی سرپرست ممتحنین دروس خارج طلاب بودند و بسیاری از فقها و مجتهدان فعلی پیش ایشان امتحان دادند. همچنین یکی از اعضای ثابت استفتای مرحوم آیتالله العظمی بروجردی بودهاند.
ایشان از فعالان عرصهی مبارزه با ظلم و جور، چه در زمان رضاخان و چه در زمان پهلوی دوم بودهاند که حاصل این فعالیتها حصر ایشان و تبعیدشان به مشکینشهر و سپس به گلپایگان شد. بر اساس اسناد ساواک نقل کردهاند هر چه در آن دوران در قم اتفاق میافتاد زیر سر تحرکات آیتالله شیخ علی صافی بود.
خدمات ایشان در بیت مرحوم آیتالله العظمی بروجردی و همچنین در بیت مرحوم آیتالله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی و ایجاد وحدت میان مراجع، بر بزرگان حوزه پوشیده نیست.
ایشان کارهای عمرانی فراوانی از جمله تجدید بنای مساجد و احیای موقوفات را بر عهده داشتند و غصهی ایشان از بی چارگی مردم و فقر فقرا بسیار بود و هر کاری میتوانستند برای برطرف کردن گرفتاری مردم انجام میدادند.
ویژگیها:
عالم عامل، عارف و فقیه جامع و اصولی، مرد کامل، انسانی به تمام معنی، شیفتهی اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام که با آزاد منشی و صراحت لهجه و بیان و صداقت اعتقاد و گفتار، درد و درک و باور دینی و ایمانی و اسلامی را در عمق جانش دریافته و با شناخت کامل از ارزشهای والای الهی و انسانی، با تمام توان دفاع و از بروز بِدَع و انحرافات فکری و منکرات و تعدّی و تجاوز و ظلم و بیدینی به نحو شایسته و بایسته و با شیوههای بدیع و خطابههای بلیغ و شجاعت و شهامت و پایمردی مثالزدنی و استقامت درخور و شأن یک فقیه ولایی جلوگیری مینمود.
اخلاص و تواضع ایشان در تمام شئون زندگی روحانی و حیات معنوی چنان بروز و ظهور داشت که با اندک حضور در محضر پر فیضش، هر طالب و سالک را مجذوب و شیفتهی خویش میساخت.
مرجعی ولایی، پژوهشگری عمیق و فقیهی علوی که خانهی ساده و بیآلایش او نزدیک به یک قرن کانون عطوفت، مهر، زهد و تقوی و تعلیم و تعلم مکتب انسانساز جعفری علیهالسلام بود.
قوه و قدرت فقهی، ادبی، تاریخی و... او زبانزد بود و با کولهباری از علم و دانش و فقاهت و پاسداری از مکتب انسانساز اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام، اسوهی عمل بود.
او فریادگری نستوه و حر و آزاده بود که با طراوتی فقیهانه و شور و احساس مردمدوستانه، خواستههای مردم و متدینین را پاسخ میداد.
در ادبیات و قریحهی شعر، تبحر خاص داشتند و با تمام اشتغالات فقهی و اصولی و تألیف کتب عدیده (قریب به پنجاه مجلد) که مورد نیاز جامعهی علمی و حوزوی بود از سرودن اشعار نغز و شیوا و پرمحتوا که غالباً متضمن مفاهیم قرآنی و روایی است غافل نبودند و دیوان منتشر شدهی «راز دل» قسمتی از اشعار معظمٌله است.
ایشان از عمق وجود به ساحت مقدس ائمهی اطهار علیهم السلام و خاصه حضرت بقیةالله الاعظم امام زمان عجلالله تعالی فرجه الشریف، عشق و ارادت خاص داشتند و در مقام بروز و ظهور علاقهی خویش به محضر مبارک این حضرات به تعظیم شعائر دینی و انعقاد مجالس وعظ و سخنرانی و نیز سرودن اشعاری شیوا و بلیغ در مدح و منقبت حضرات معصومین علیهمالسلام مجدانه میکوشیدند.
با نام و یاد سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام چنان میسوخت که بیاختیار اشکش جاری میگشت و سالیان متمادی محفل روضهی حضرت حسین بن علی علیهماالسلام را در شبهای پنجشنبه در قم و شبهای جمعه در گلپایگان در منزل برقرار میساخت و خود اول کسی بود که در ابتداییترین جایگاه ورود به مجلس، جهت تکریم متدینین و اهل عزا جای میگزید و در برخی از مجالس به مرثیهخوانی و عزاداری شخصاً اقدام مینمود و در این مجلس با شکوه، متدینین، علما و شخصیتهای علمی و حوزوی شرکت میکردند تا از فیوضات این جلسه بهرهمند گردند.
مرحوم آقا را میتوان جامع صفات انسانی، اخلاقی و ایمانی دانست. فقیهی علوی، مجتهدی دلسوز ـ هم برای مکتب اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام و هم برای مردم ـ بدین معنی که خود را وقف سامان بخشیدن به نابهسامانیهای عقیدتی، فکری، اجتماعی و سیاسی نموده بود. درب منزل او به روی همگان باز و وقت ملاقات خاصی نداشت. همیشه و همه جا در دسترس مؤمنین و متدینین و اقشار مختلف بود. بیان شیوا و گیرای او در هنگام خطابههایش مجذوب کننده بود. در طول حیاتش با ظلم و طغیان و خفقان و تعدی و بدعتهای منحرفین مبارزه کرد. او از مریدان به حق اهلبیت عصمت و طهارت بود و به برپایی مجالس ایشان و تعظیم شعائر مذهبی سعی مجدانه داشت. ارتباطش با محرومین و گرفتاران جهت پاسخگویی به نیازهایشان قطع نمیشد. شجاعت و صراحت و رکگویی، محور تمام برخوردهای ایشان بود.
ایشان جامع علوم اصول و فقه و ادبیات عرب بود و تألیفات بسیاری از ایشان به جا مانده که بعضی طبع شده و بعضی هنوز طبع نشده است که ذکر نام آنها خالی از لطف نیست: ذخیرةالعقبی فی شرح عروةا لوثقی (10جلد)؛ تبیان الصلوة (تقریرات بحث صلوة مرحوم آیتالله العظمی بروجردی (8 جلد)؛ المجدی فی تقریرات اصول مرحوم آیتالله-الظمی حجت (2جلد)؛ دیوان اشعار (راز دل)؛ در انتظار وصال؛ تاریخ تحول فقه شیعه (با ترجمه و تحقیق دکتر توکل)؛ رسالهی عملیه؛ مناسک حج و کتب و رسالههای مختلف فقهی و اصولی که به زیور طبع آراسته نشده است.
ارتحال
سرانجام روح از کالبد شیخ الفقها، بزرگ شیعه، مرحوم آیتالله ¬العظمی حاج آقا علی صافی اعلی الله مقامه الشریف در دقایق پایانی یکشنبه سیزده دی سال 1388 جدا شد و پس از تشییع بهیادماندنی در قبرستان قاضی زاهد گلپایگان در کنار همسرشان مدفون شدند و اکنون مدفن ایشان مزار است. عاشق سعیداً و مات سعیداً. 1
1. رواق اشراق (تذکره شاعران حوزوی), محمدعلی مجاهدی، جلد سه. صص 1342-1338
اشعار علی صافی گلپایگانی در سایت شعر حوزه