پندانه
دیگر بس است آنچه نشاید شنیده ایم
از دست خویش آنچه نباید کشیده ایم
از یار و خویش و دوست و دشمن به جرم عشق
در حق ما هر آنچه جفا بود دیده ایم
یک عمر در خزانه ی دنیا برای هیچ
درمانده ایم عاقبت ؛ از بس دویده ایم
مثل من و تو کودک هفتاد ساله کیست؟!!
در خواب دیده ایم به مقصد رسیده ایم
از عمر ما خرید زمانه نفس نفس
ما از زمانه خواب و تخیل خریده ایم
دنیا قرارگاه وصال و جدایی است
از رنج بی قراری دنیا خمیده ایم
مانند دام در طلب دام و دانه ایم
با اینکه تشنه ایم ز دریا رمیده ایم
ای گل بیا به عشق تو پروانه ایم ما
بی روی توست این همه در خود تنیده ایم
شاعر شیخ مسعود اسدی خانوکی