علی باقری
23 مرداد 1404

تلاقیِ عشق و اشک

بسم‌الله الرّحمن الرّحیم

به عشقت ای گُلِ بی خار می گِریم
به شوقِ لحظه یِ دیدار می گِریم


دوباره بی طلوعت صبح پیدا شد
وَ من خسته از این تکرار می گریم


پیاده می روم‌ گاهی به تنهایی
کنارِ جاده و بلوار می گریم


وَ گاهی می شوم‌ بی تاب و بی پروا
میانِ کوچه و بازار می گریم


به سختی می فشارد غم‌ گلویم را
به هِق هِق می رسَم بسیار می گریم


به پایت عاشقانه شعر می ریزم
میانِ جنگل و گلزار می گریم


به زیرِ گنبدِ فیروزه ای ابری
بهاری می شوم رگبار می گریم

✍ علی باقری

24
| | |
5 | 1 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود
تنها کاربران مجاز امکان ارسال نقد در این دفتر را دارند
قم.....روستای خوراباد

با عرض سلام و احترام.... علی باقری ....متولد ۱۳۶۳ طلبه هستم و در سطح ۲ حوزه تحصیل می کنم... بیشتر از ۱۰ ساله در عرصه یِ سرودن شعر فعالیت دارم