مسعود اسدی خانوکی

روح الله عليه رضوان الله

السلام علیک یا عبدالصالح یا روح الله 


خانه ي آباد انسان بود ویرانه 
وحشت و شهوت همیشه نان مردم بود 
دست نادان های دانش پیشه  چندین قرن 
انقلاب صنعتی ایمان مردم بود 

باز  از ارث بشر، کشتار شد قانون 
در تمدن خانه اي رنگین و وهم انگيز
از توحش ، زاده شد کانون انگل شد 
مثل صهیونیسم  در اين دخمه ي خون ریز 

پادشاه و خان  خدای مرد و زن بودند 
مالک قانونی کل وطن بودند 
مردم دلخسته از این شهر نمرودی 
چشم در راه قیام بت شکن بودند 

تیغ بر حلقوم اسلام و مسلمان بود 
عمر اسلام و شرافت رو به پایان بود 
گوش ها سنگین و خواب چشم سنگین تر 
از مسلمانی فقط نامی نمایان بود 

با سلاحِ ذكر و تسبيح و قلم برخاست
پيرمردي ناگهان از خطه ي شيران
منعكس شد در قيام و نام روح الله
آنچه در خندق پيمبر گفت با سلمان

پيرمردي که تبار از  نسل کوثر داشت
جلوه ای از ارث زهرا و پیمبر داشت
 عارفی که دید در تبعید و تنهایی 
توی گهواره هزاران یار و یاور داشت

وقتی آمد نیمه خرداد، عاشورا 
 انقلابش جای در آغوش مردم بود
وقت رفتن، بر لبش لبخند بود آن روز 
نیمه ی خرداد روی دوش مردم بود

شاعر شیخ مسعود اسدی خانوکی (کرمان) 

14
| | |
تاریخ انتشار: 15 خرداد 1405
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود
تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.

سطح سه حوزه با 35 سال سابقه تبلیغ و فعالیت های عمرانی و فرهنگی علاقه مند شعر و ادبیات و طنز و داستان نویسی، چند سال در گروه نقد استاد دکتر مجاهدی و استاد دکتر محمدی مبارز بهره فراوان برده ام و مشتاق راهنمایی اساتید ارجمند هستم اگر گروهی در ایتا مخصوص شعرای حوزه ایجاد می شد و اساتید ارجمند اشعارمان را نقد می کردند ممنون و مدیون بودیم