علی باقری

جتِ نا مرئی

(ویرایش شده سروده یِ قبل)

🌹بِسم الله الرّحمن الرّحیم 🌹

 

گرچه آرام است شب ها جسمِ من در رختخواب
مرغِ روحم‌ می پرَد تا سرزمینِ آفتاب


من جهان گردم ولی فارغ زِ جسمِ خویشتَن
ساعتی هستم مجرّد، باز می گردم به تَن


با جتِ نامرئی و پر سرعتِ روح و خیال
می کنم پرواز تا اسپانیا  تا پرتغال


می روم قطبِ شمال آنجا که کولاک است و برف
زاد گاهِ خرس و فُک  بر رویِ اقیانوسِ ژَرف !!


از فرازِ ابرها  کم کم ‌می آیم اُستوا
سر زمینِ سبز و خرّم  کشورِ نامیبیا !!


شیرها زرّافه ها  کفتارها  فیل و پلنگ
وَه چه دنیایی ست زیبا  با طَراوَت  رنگ رنگ !!!


می روم تا عمقِ اقیانوسِ اطلس  بی خطر
زیر دریایی هم‌ اینجا گیر می افتد...پسر !!


مَنشَاِ روح و خیالات و روان و عقل چیست؟؟
اکتشافِ رازها بر هیچ‌کس ممنوع نیست !!!


✍ علی باقری

11
| | |
تاریخ انتشار: 4 مرداد 1405
شما چه امتیازی می دهید؟
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود
تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
قم.....روستای خوراباد

با عرض سلام و احترام.... علی باقری ....متولد ۱۳۶۳ طلبه هستم و در سطح ۲ حوزه تحصیل می کنم... بیشتر از ۱۰ ساله در عرصه یِ سرودن شعر فعالیت دارم