مسعود اسدی خانوکی

محرم

حضرت استاد
راهنمایی بفرمایید


سر بر آورده از خدنگ غروب
ماه قامت خمیده شرم آلود
آسمان مثل خاک، زخمی و داغ
چهره از سیلی زمانه کبود

می زند تا دوازده شعله
محتشم روی زخم مرثیه ها
می کشد نقش عرش اعظم را
روی پیشانی حسینیه ها

از نیستان سرخ حنجره ها
نینوا می‌شود همه عالم
روضه خوان جبرئیل بر منبر
گریه کن آدم است تا خاتم

می چکد از گلوی خیمه ی او
مثل خون قطره قطره نام حسین
تا بنوشند تشنگان رهش
جرعه جرعه می از کلام حسین

دور تا دور   خیمه اش اما 
عده ای را که اهل دنیایند
بین جنگ امامشان با شمر
همه سرمست از تماشایند

شمر آید به دشت کرب و بلا
همه جا از سکوت پر گردد 
از هزاران نفر که آمده اند
یک نفر عاشقانه حر گردد

کربلا ابتدای حر شدن است
کربلا شد افق برای طلوع
صبح بعد از غروب عاشورا
زندگی را دوباره کرد شروع


کم کم  از خون پاک و اشک و عطش
سرو ها سر برآورند از خاک
اصلها ثابت بکرببلا
فرعها قائم إلی الافلاک

دست ها می شود علم باران
ماه باران شود شریعه ی تاک
بنَگر پا برهنگان را مست
عاشقان را ببین گریبان چاک

چقدر کربلا و عاشورا
شده سعی زمبن  صفای زمین
زمزمی سرخ  جوشد از همه جا 
کربلا کعبه شد برای زمبن


مسعود اسدی خانوکی 

5
| | |
تاریخ انتشار: 25 مرداد 1405
شما چه امتیازی می دهید؟
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود
تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.

سطح سه حوزه با 35 سال سابقه تبلیغ و فعالیت های عمرانی و فرهنگی علاقه مند شعر و ادبیات و طنز و داستان نویسی، چند سال در گروه نقد استاد دکتر مجاهدی و استاد دکتر محمدی مبارز بهره فراوان برده ام و مشتاق راهنمایی اساتید ارجمند هستم اگر گروهی در ایتا مخصوص شعرای حوزه ایجاد می شد و اساتید ارجمند اشعارمان را نقد می کردند ممنون و مدیون بودیم