🌹 بِسم الله الرّحمن الرّحیم 🌹
خیالِ نابِ کبوترم ، ((به سویِ ماه پریدن بود ))
وَ رَد شدن زِ سیاهی و به رویِ ماه رسیدن بود
کبوترم ، دلِ عاشقم فریب خورد و فرود آمد
که دانه وسوسه انگیز و زمان ، زمانِ چِشیدن بود
وَ سخت مستِ تفرُّج شد ، خطر دوباره زِ یادش رفت
که گرگِ حادثه در کمین نشسته فکرِ دَریدن بود
به رویِ خاک نوشت عاشقی به وصلِ دوست شدم سرمست
اگر چه راه خطرناک و قرین رنج کشیدن بود
چه باز گشتِ دل انگیزی که سینه سرخِ شکسته بال
هزار بار زمین خورد و هنوز فکرِ پریدن بود !!!
✍ علی باقری
این سروده استقبالی ست از غزل معروف (ماه و پلنگ)
سروده ی استاد حسین منزوی همراه با تضمین.