سید محمد علی گلستانی زاده
رهبر شهیدم

اقیانوس درد

اقیانوس درد

«بسم الله الرحمن الرحیم»

 

💠اقیانوس درد...

 

این بار چنان سوخته سینه ز غم تو

خشک آمده دریای دو دیده ز غم تو

 

ای داغ تو در این دل من اعظم غم ها

عالم همه این بار رمیده ز غم تو

 

داغ است که در سینهٔ ما شد شرری باز

جان است که بر لب برسیده ز غم تو

 

ای حضرت مهتاب که از فیض وجودت

دل از غم عالم برهیده ز غم تو

 

یک عمر پی ملک جهان بود ولی دل

دست از همه عالم بکشیده ز غم تو

 

کی بود گمانم که چنین سخت بسوزد

هر درد ندیدست بدیده ز غم تو

 

مائیم که جز سوخت شدن راه نداریم

لیکن شده ققنوس پدیده ز غم تو

 

اینبار غم تو شده معراج دل ما

دل از قفس خویش پریده ز غم تو

 

درد است ولیکن بنگر کین دل زخمی

بر قلهٔ آفاق رسیده ز غم تو

 

من از غمتان هیچ ندارم، بنویسم

خود دانی و بینی چه کشیده ز غم تو

 

تا آخر خطیم که این اول راهست

از دام بلا جان بجهیده ز غم تو

 

ما منتقم خون توئیم ای گل بی مثل

دشمن بچشد دردِ چشیده ز غم تو

 

از خشم و خروشِ همه آفاق چنینند

رنگ از رخ دشمن چو پریده ز غم تو

 

عهد تو و ما عهد جنون است نبیند

دشمن قد ما را که خمیده ز غم تو

 

شمشیرِ خمیده برِ ما هست ببینند

این تیغ دو دم را که کشیده ز غم تو

 

والله! اگر از نفس افتیم از این غم...

گشته است نفوس همچو حدیده ز غم تو

 

گیریم بریزد همه خون از رگ دشمن

بر قدر کفایت نرسیده ز غم تو

 

تنها بشود مرهم این سینه که گویند

اربابِ تو، ما نیز خریده ز غم تو

 

یا آنکه ظهورش برسد از دل تاریخ

تا چشم شود سرمه کشیده ز غم تو

 

دریاست غم تو که نشسته است به دلها

این قطرهٔ اشکی‌ست چکیده ز غم تو

 

✍🏼سید محمد علی گلستانی زاده

 

۱۴۰۴٫۱۲٫۱۶_۸:۲۷

 

🔰خوان‌شعر:

https://eitaa.com/khane_sher

9
| | |
تاریخ انتشار: 8 تیر 1405
5 | 1 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود
تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
1376/02/20
شیراز

آب ریخته شاید به جوی بازگردد... عمر رفته، هرگز!