شعر حوزه

درباره "بزن که خوب می زنی" : «بسیجیِ پای لانچر؛ واقعی‌ترین رستم زمانه»

درباره "بزن که خوب می زنی" : «بسیجیِ پای لانچر؛ واقعی‌ترین رستم زمانه»

مرتضی ابراهیم پور:

بسیجیِ پای لانچر؛ واقعی‌ترین رستم زمانه
◾️دربارهٔ تمایز اساسی نوحهٔ «بزن که خوب می‌زنی» و دلیل عمومی شدنش (با مداحی مهدی رسولی و شعر آرش براری، علی مقدم و امیرعلی شریفی)

 

🔸مداحی «بزن که خوب می‌زنی»، با خطاب قرار دادن رزمندهٔ پای لانچر، همهٔ حواس‌ها را جمعِ «مجاهدِ میدان رزم» می‌کند. این مداحی، گفتگوی خاکسارانهٔ مردم است با آن بسیجی مؤمنی که روح و جوهرهٔ ایران است. این گفتگو، خود را در فرم، با سهیم کردن مستمرِ مستمع در هم‌خوانی و تکرار مهم‌ترین بخش‌های مداحی، شکل داده تا مردم، خود را وسط صحبتِ باشکوهی با شهدای زنده بیابند. و چه صحنه‌‌ای خوشایندتر از این برای مردم ایران که به حال مجاهدانهٔ رزمندگان خود غبطه می‌خورند و آرزویشان، دمی هم‌‌نفسی با آن پاک‌ترین بندگان خداست و منتقل‌کردن حس همراهی و پشتیبانی به آن‌ها. همین «تمنای هم‌صحبتی» در هم‌نشینی با «تکرارپذیری» و «شعارگونه بودن ترجیع‌بند» و «خلق سریع اثر در روزهای اولِ جنگ رمضان»، از عوامل اصلی‌ سر زبان‌ افتادن این مداحی است تا عمومی‌ترین نوحهٔ این روزهای جنگ ما باشد. 
🔸التفات و توجه این نوحه به تأسی از حس واقعی خود مردم، به رزمندهٔ پای لانچر است. نادر ابراهیمی در کتاب «با سرودخوانِ جنگ در خطهٔ نام‌وننگ» خطاب به مدعیان وطن‌دوستی می‌گوید: «حال به میدان بیایید و بجنگید! به میدان بیایید و شاهنامه‌خوانی‌هایتان را به مرحلهٔ عمل برسانید». در این مداحی هم، آنکه شاهنامه و قهرمان آن را معنا می‌بخشد و زنده می‌کند، بسیجی مجاهد است. اینجا دیگر رستمِ تهمتن یک اسطورهٔ انتزاعی لابه‌لای کتاب‌ها و منجمد در تاریخ فرهنگی ذهنی نیست؛ بلکه انضمامی‌ترین و واقعی‌ترین قهرمانی است که ایران را سرپا نگه می‌دارد. رسولی، ایرانی‌ترین، واقعی‌ترین و رستم‌ترین آدم‌ها را در اینجا، ستایش می‌کند. یکی از دلایل اصلیِ محبوبیت این مداحی هم، همان بندِ تکرارشونده یا گوشوارهٔ معروف آن است که حامل همین معناست: «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب می‌زنی»؛ ترجیع‌بندی که دیگر فراتر از این نوحه، به‌عنوان شعار در تجمات خیابانی نیز استفاده می‌شود. 
🔸انگار که این اثر، شعار جمعی این روزهای ما بود خطاب به رزمندگان. یکی از ملاحظه‌های درست مهدی رسولی در اجرای این اثر نیز، همین است که آن را با سینه‌زنی همراه نمی‌کند و متناسب با مضامین و حال‌وهوای اثر، دست‌های مستمعین شبیه وقتِ شعاردادن به حرکت درمی‌آیند و حس حماسی اثر را تقویت می‌کنند. کوتاهی بندهای اثر نیز باعث می‌شود با یک‌بار شنیدنش، حفظ شود و با آن دم گرفته شود. مداح هم در اجرا ‌مدام با سکوتش، اجازهٔ حضور مخاطب را فراهم می‌کند. برخی ابیات نیز به‌صورت دکلمه و رجز خالص خوانده می‌شوند که خود حرف، بی‌واسطهٔ موسیقی بیان شوند و همین،‌ مانع یک‌نواختی می‌شود. البته نمی‌شود پنهان کرد ابیاتی که با نغمه و ظرافت‌های موسیقایی خوانده می‌شوند، گوش‌نوازترند مثل اجرای بیتِ «بگو با زورگویان استقامت می‌کند ایران، ببین در معرکه اینک قیامت می‌کند ایران». 
🔸«بزن که خوب می‌زنی» در تردد میان ستایشِ قدرت نظامی ما و توکل به خداست. با وجود تکرارِ مداومِ دعوت به زدن و درهم‌کوبیدن دشمن، با آوردن مفاهیمی چون «توکل»، «خداست یار و یاورت» و تعبیر «تو فوقِ هرچه آهنی»، می‌خواهد اسیر ظواهر جنگ نشود و برتریِ اراده و ایمان انسان انقلاب اسلامی را بر ابزارِ جنگی یادآوری کند؛ اما انگار هم‌چنان در معرض این آسیب هست که این «بزن»‌گفتن‌ها و تشویق‌ها، به‌خودی خود اصالت پیدا کند و ما را از فقرمان و تنها مؤثر هستی غافل کند. هم‌چنان این ظرفیت وجود داشت تا با تلمیح‌ و اشاره به «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمی» و مضامینی ازین دست که خود فرماندهان موشکی‌مان مانند شهید تهرانی‌مقدم همواره زیر لب داشتند، توجه بیشتری را به قدرت الهی جلب کند.

منبع: رسانه بافتار


 

20
| | |
تاریخ انتشار: 19 اردیبهشت 1405
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود